مردم مشركين گريختند ، و در آن روز قبيلهء مخزوم از ميان رفتند ، و على عليه السّلام آنان را رسوا كرد .
فرمود : و على عليه السّلام با حكم بن اخنس جنگيد و با شمشير پاى او را از ميان رانش جدا كرد كه بدان وسيله هلاك شد ، و چون مسلمانان چنين پيشرفت و شهامتى كردند امية بن أبى حذيفه ( يكى از پهلوانان و سر كردگان مشركين ) پيش آمد و زره بتن داشت و ميگفت : امروز در برابر روز بدر است ( يعنى بايد شكست بدر را تلافى بكنيم ، و انتقام آن كشتگان را بگيريم ) پس مردى از مسلمانان برابرش رفت أمية او را كشت ، در اين هنگام على عليه السّلام به دو حمله برد و با شمشير بر سر او زد ، شمشير در كله خود او فرو رفت و او نيز شمشير بعلى عليه السّلام زد آن حضرت سپر گرفت شمشيرش در سپر فرو رفت ، پس على عليه السّلام شمشير را از كله خود أمية بيرون كشيد امية نيز شمشير خود را از سپر آن حضرت بيرون آورد و هر دو شروع بنبرد كردند ، على عليه السّلام فرمود : پس نگاه كردم ديدم در زير بغل او در زرهش پارگى است ، پس از همان جا با شمشير ضربتى بر او زدم و او را كشته از او روى گرداندم .
( 30 ) و چون مردم در آن روز از أطراف پيغمبر ( ص ) گريختند و تنها على عليه السّلام پابرجا ماند پيغمبر ( ص ) به او فرمود : چرا تو با مردم نگريختى ؟ أمير المؤمنين عليه السّلام عرضكرد : آيا بروم و ترا اى رسول خدا واگذارم ؟ به خدا از جاى خود نروم تا كشته شوم يا اينكه آن وعدهء كه خدا در يارى تو فرموده برسد ؟ پيغمبر ( ص ) به او فرمود : اى على مژدهات دهم كه خدا بوعدهاش وفا كرده ، و اينان پس از اين مانند امروز بما دسترسى پيدا نخواهند كرد ، سپس چشمش بگروهى از لشكر دشمن افتاد كه بسوى او آيند ، فرمود : اى على به اينها حمله افكن ، أمير المؤمنين عليه السّلام بديشان حملهور شد ، و يكتن از
الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد ( فارسى ) — صفحة 79
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٧٩