در شناخت خداوند
مصنف مىفرمايد : و من اين باب را در چند فصل مرتب كردهام :
فصل اول : در اثبات واجب الوجود بالذات
پس مىگوييم : هر چيزى كه به تعقل درآيد ، يا در عالم خارج ، ذاتا واجب الوجود است ، و يا ذاتا ممكن الوجود است و يا ممتنع الوجود مىباشد .
مىگويم : مطلب نهايى و غرض پايانى در اين علم كلام ، اثبات خداى متعال است و لذا مصنف ( ره ) نخست از اين مطلب آغاز كرده است . و در توضيح آن ، مقدمهاى را در تقسيم معقول بيان نموده ، چراكه دليل آتى ، متوقف بر بيان اين مقدمه است . و تقرير استدلال اين است : هر معقولى ، يعنى هر صورتى كه در عقل آدمى حاصل مىشود ، وقتى نسبت وجود خارجى را با آن بسنجيم ، از دو حال بيرون نيست : يا اتصافش به وجود صحيح است و يا صحيح نيست . اگر ذاتا اتصافش به وجود صحيح نباشد ، ذاتا ممتنع الوجود است همانند شريك البارى و اگر اتصافش صحيح باشد ، يا ذاتا واجب است كه به وجود متصف گردد و يا واجب الاتصاف نيست .