تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تبيين باب حادى عشر ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
آدمى باشد يا با فتواى خطا گمراه كردن در دين صورت گرفته است كه در اين صورت توبه‌اش هدايت و ارشاد [ شخص گمراه شده ] و اعلام خطاى خود است . و يا بخاطر ظلم در حقى از حقوق است ، كه در اين صورت توبهء از آن ، رساندن حق به صاحب حق يا وارث او و يا جلب رضايت آن‌هاست و اگر اين امر براى او ناممكن باشد تصميم بر انجام آن لازم است .

امر به معروف و نهى از منكر

مصنف مىفرمايد : و [ از جمله آنچه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم آورده ] امر به معروف و نهى از منكر است به شرط آنكه امركننده و نهىكننده معروف بودن معروف و منكر بودن منكر را بشناسند و از چيزهايى باشد كه در آينده رخ مىدهند ، زيرا امر به امر گذشته و نهى از آن كارى بيهوده است . و [ نيز به شرط آنكه ] احتمال تأثير را بدهد و از ضرر در امان باشد . مىگويم : امر ، طلب فعل از غير بر جهت استعلاست و نهى نيز طلب ترك فعل بر جهت استعلاست . و معروف هر فعل نيكى است كه به يك وصف زايد بر حسنش اختصاص پيدا كرده است و منكر فعل قبيح است . وقتى اين مباحث روشن شد در اينجا [ بايد ] به دو بحث [ بپردازيم ] : اول : علما اتفاق‌نظر دارند بر وجوب امر به معروف و نهى از منكر و بعد از آن در دو مقام اختلاف كرده‌اند : مقام اول ، آيا اين وجوب ، وجوب عقلى است يا نقلى ؟ شيخ طوسى معتقد به اولى [ - وجوب عقلى ] است و سيد مرتضى به دومى ، و مصنف هم همين نظر را برگزيده است . و شيخ استدلال كرده به اينكه امر به معروف و نهى از منكر براى انجام واجب و ترك قبيح يك لطف محسوب مىشوند و لذا عقلا واجب‌اند . [ در اشكال ] بر اين سخن گفته شده كه وجوب عقلى مختصّ به هيچ كس نيست و در اين صورت بر خداى متعال هم واجب است و اين باطل است .