تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تبيين باب حادى عشر ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
شماست » « 1 » يعنى سزاوارتر به شماست . و نيز به اين دليل كه معانى ديگر « مولى » در اينجا درست نيست مانند همسايه ، آزادكننده ، همنشين و پسر عمو ! چراكه ممكن نيست در آن زمان سخت و گرم بايستد و مردم را بخواند و به آنان از چيزهايى خبر دهد كه فايدهء اضافه‌اى ندارد ، به اين صورت كه بگويد : هر كسى من همسايه يا آزاد كننده يا پسرعموى اويم پس على عليه السّلام هم‌چنين است ! و وقتى على عليه السّلام اولى و سزاوارتر نسبت به ما باشد پس همو امام است . سوم ، به صورت متواتر روايت شده پيامبر صلّى عليه و إله و سلم به على عليه السّلام فرمود : « تو نسبت به من به منزلهء هارون نسبت به موسى هستى ، لكن بعد از من پيامبرى وجود ندارد » . ايشان تمامى مراتب هارون نسبت به موسى را براى على عليه السّلام اثبات كرده‌اند و فقط نبوت را استثنا نموده‌اند و از جمله منزلت‌هاى هارون نسبت به موسى آن بود كه هارون ، جانشين موسى عليه السّلام بود ولى پيش از موسى عليه السّلام وفات نمود . در حالى كه على عليه السّلام پس از رسول خدا زندگى كرد لذا خلافت و جانشينى او ثابت است زيرا علتى براى از بين رفتن آن وجود ندارد . چهارم سخن خداوند متعال است كه : « اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد رسول و اولوالامر از ميان خود را » . « 2 » و مقصود از « اولوا الامر » يا كسى است كه عصمت او معلوم است و يا نه .

[ بحثى پيرامون اولوالامر ]

احتمال دوم باطل است چراكه ممكن نيست خداوند امر كند به اطاعت مطلق [ و بىچون و چرا ] از كسى كه امكان خطا در او وجود دارد پس احتمال اول متعين مىشود . پس اولوالامر همان على ابن ابى طالب عليه السّلام است چراكه عصمت جز دربارهء او و اولاد او ادعا نشده است . لذا آن‌ها مقصود [ از آيه ] اند و اين همان مطلوب ماست [ كه در پى اثباتش بوديم ] و اين استدلال عينا در اين سخن خداوند متعال جارى است
هامش
( 1 ) . حديد ، 15 . ( 2 ) . نساء ، 59 .