تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تبيين باب حادى عشر ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
چهارم : مقصود از « كسانى كه ايمان آورده‌اند » در آيه بعضى از مؤمنين‌اند به دو دليل : اول آنكه اگر چنين نباشد هر كس ولى خود با همان معناى ذكر شده خواهد بود و اين باطل است . دوم آنكه مؤمنان را در آيه با وصفى توصيف كرده كه براى همهء آن‌ها بدست نيامده است و آن وصف ، دادن زكات در حال ركوع است ، زيرا جمله [
« وَ هُمْ راكِعُونَ »
] در اينجا حاليه است . پنجم : مقصود از اين بعض على بن ابى طالب عليه السّلام به خصوص است به دليل روايت صحيحه [ اى كه در اين زمينه داريم ] و به دليل اتفاق نظر بيشتر مفسران بر آنكه على عليه السّلام نماز مىخواند و در همان حال گدايى از او درخواست كرد و بعد ايشان انگشتر خود را در حال ركوع به او داد . و وقتى على عليه السّلام نسبت به ما أولى به تصرف باشد ، متعين است كه او امام باشد چراكه مقصود ما چيزى جز اين [ - اولى به تصرف ] نيست .

حديث متواتر غدير

دوم : آنكه به نقل متواتر از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم نقل شده كه ايشان زمانى كه از حجة الوداع باز مىگشتند امر به فرود كاروان در وقت ظهر در غدير خم كردند و جهاز شتران همچون منبر براى ايشان نهاده شد و با مردم سخن گفت و على عليه السّلام را خواست و دستش را بلند كرد و فرمود : « اى مردم ، آيا من از خود شما بر شما اولى نيستم ؟ گفتند : آرى اى رسول خدا . فرمود : پس هر كس من مولاى اويم اين على عليه السّلام هم مولاى اوست . خدايا دوست بدار دوستدار او را و دشمن بدار دشمن او را و يارى كن كسى كه او را يارى كند و تنها گذار و يارى مكن كسى را كه او را تنها گذاشته و يارى نكند و حق را با او بگردان هرگونه كه او بگردد » . و پيامبر اين سخن را بر آنان تكرار مىكرد . و مقصود از « مولى » اولى و سزاوارتر است ، زيرا ابتداى روايت بر اين مطلب دلالت مىكند و آن اين سخن حضرت است كه : « آيا من نسبت به شما سزاوارتر نيستم ؟ » . و به دليل سخن خداوند متعال در حق كافران كه : « جايگاه شما آتش است و آن مولاى