تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تبيين باب حادى عشر ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
فرمود : « هان پس از من [ از مسلمان بودن ] به كافر شدن بازمگرديد » . و اين خطاب متوجه كسى نيست جز كسى كه قطعا امكان خطا در او باشد زيرا به انسان گفته نمىشود كه : « به سوى آسمان پرواز نكن » چراكه چنين چيزى براى او ممكن نيست . و اما برائت اصلى از آن رو [ حافظ شريعت نيست ] كه لازمهء آن از بين رفتن بيشتر احكام شرعى است زيرا گفته مىشود : اصل برى بودن ذمه از حكم وجوب يا حكم حرمت است . و اما سه مورد باقى مانده در مفيد ظن بودن مشتركند و « ظن به هيچ رو انسان را از حق بىنياز نمىكند » « 1 » ، خصوصا در حالى كه دليل بر منع [ به كار بردن ] قياس [ و نه جواز به كار بردن آن ] قائم شده است . و اين از آن روست كه مبناى شريعت ما بر اختلاف حكم امور همانند - مانند وجوب روزهء روز آخر ماه رمضان و تحريم روزهء روز اول ماه شوال - و يكسانى حكم امور مختلف است مانند وجوب وضو براى بول و مدفوع و همانند بودن كفارهء قتل از روى خطا و ظهار در كفاره . اين در حاليست كه شارع دست سارق مال اندك را قطع مىكند ولى دست غاصب مال فراوان را قطع نمىكند و در تهمت زنا شلاق مىزند و در مورد آن شهادت چهار شاهد را واجب كرده ولى در كفر چنين حكمى نداده است ! اينها همگى قياس را نفى مىكنند . و رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرموده است « اين امت در برهه‌اى از زمان به كتاب ، در برهه‌اى به سنت و در برهه‌اى ديگر به قياس عمل مىكند و هنگامى كه چنين كنند [ به قياس عمل كنند ] گمراه شده و [ ديگران را هم ] گمراه خواهند كرد » . بنابراين چيزى براى حفظ شريعت جز امام باقى نمىماند و اين همان مطلوب ماست [ كه در پى اثباتش بوديم ] و خالق متعال [ به همين مطلب ] با اين سخن خود اشاره كرده كه : « اگر آن را به پيامبر و اولو الأمر خود بازگردانند كسانى از آنان كه توانايى استنباط دارند آن را خواهند دانست » « 2 » .
هامش
( 1 ) . يونس ، 36 . ( 2 ) . نساء ، 83 .