تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تبيين باب حادى عشر ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
يك زمان بيش از يك نفر نمىتواند مستحق اين رياست باشد . برخى از فضلا در اين تعريف قيد « به حق اصالت » را افزوده‌اند و در تعريف گفته‌اند : « امامت ، رياست عام در امور دين و دنيا براى شخص انسانى به حق اصالت است » . و با اين قيد از نايبى كه امام به او ولايت عام اعطا مىكند احتراز كرده‌اند زيرا چنين شخصى رياست عام دارد ولى اين رياست اصالت ندارد . حق آنست كه اين مورد با قيد « عام » خارج مىشود زيرا نايب مذكور بر امام خود رياست ندارد لذا رياست او عام نيست . و با اين حال ، اين تعريف امامت بر نبوت نيز منطبق است [ و لذا دچار اشكال است ] لذا در اين حال ، قيد « به جهت حق نيابت از پيامبر » يا « بواسطه بشر » به تعريف افزوده مىشود . وقتى اين مطالب را فهميدى بدان‌كه مردم در امامت اختلاف دارند كه آيا واجب است يا نه ؟

[ نظرات متعدد حول امامت ]

خوارج معتقد شدند كه امامت مطلقا واجب نيست و اشاعره به وجوب امامت بر مردم قائل شدند سپس اختلاف كردند و اشاعره برآنند كه اين مطلب از راه نقل معلوم است و معتزله معتقدند كه از راه عقل فهميده مىشود . و اصحاب ما اماميه مىگويند كه امامت عقلا بر خداى متعال واجب است و اين نظر حق است . و دليل بر حق بودنش آنست كه امامت لطف است و هر لطفى هم بر خداى متعال واجب است ، لذا امامت بر خداى متعال واجب است . اما كبراى اين برهان [ - هر لطفى بر خداى متعال واجب است ] توضيحش گذشت و اما صغرا [ - امامت لطف است ] توضيحش آنست كه لطف - چنان كه دانستى - چيزى است كه بنده را به طاعت نزديك و از معصيت دور مىكند و اين معنا در امامت موجود است . بيان مطلب : خداوند كه امور همگانى مردم را مىشناسد و قواعد سياست را آزموده است بالضرورة مىداند كه مردم وقتى رئيس مورد اطاعت و راهنمايى در