تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تبيين باب حادى عشر ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
ميانشان باشد كه ظالم را از ظلمش و سركشان را از سركشى بازبدارد و حق مظلوم را از ظالم ستاند و علاوه بر اين آن‌ها را به [ مراعات ] قواعد عقلى وظايف دينى وا دارد و از مفاسدى كه موجب اختلال نظام در امور معاششان مىشود و از كارهاى زشتى كه موجب و بال در امور معادشان مىشود بازدارد به گونه‌اى كه هر يك از افراد جامعه از مؤاخذه كردن او در برابر اين امور بترسند ، با چنين شرايطى آنان به صلاح نزديك‌تر و از فساد دورترند و مقصود ما از لطف جز اين نيست و لذا امامت لطف است و اين همان مطلوب ماست .

دلائل ضرورت امامت

و بدان‌كه هر چه دلالت بر وجوب نبوت مىكند بر وجوب امامت هم دلالت مىكند زيرا امامت جانشينى از نبوت و قائم مقامى آنست جز در دريافت بلا واسطهء وحى الهى . و همانطور كه در حكمت نبوت بر خداى متعال واجب است ، امامت هم واجب است . و اما كسانى كه قائل به وجوب امامت بر مردم هستند گفته‌اند كه بر مردم واجب است كه رييسى را منصوب كنند تا ضرر را از آن‌ها دور كند و دور كردن ضرر هم [ عقلا ] واجب است . ما مىگوييم : در اينكه امامت دفع ضرر مىكند و واجب است نزاعى نداريم . و نزاع تنها در واگذارى نصب امام به مردم است به دليل مشكلى كه در اينجا وجود دارد [ كه عبارتست ] از اختلاف نظرى كه ميان مردم در تعيين ائمه واقع مىشود و لذا به ضرر منجرّ مىشود ، [ در حالى كه ] مطلوب ما از بين رفتن ضرر است . و نيز شرط كردن عصمت امام و وجوب نص [ بر امام ] اين قول را كلا باطل مىكند . مصنف مىفرمايد : دوم : واجب است كه امام معصوم باشد و گرنه تسلسل لازم مىآيد . زيرا نيازى كه ما را بسوى امام مىخواند همان بازداشتن ظالم از ظلمش و گرفتن حق مظلوم از اوست . لذا اگر ممكن باشد كه غير معصوم امام باشد ، اين امام