تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تبيين باب حادى عشر ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
گفتگوها و پاسخ‌ها بودند . بنابراين عدول از اين كار به جنگ و محاربه ، دليل بر ناتوانى آن‌هاست زيرا انسان عاقل با امكان بهره‌گيرى از راه ساده‌تر ، راه دشوارتر را بر نمىگزيند مگر از آن رو كه از طى راه ساده‌تر ناتوان باشد . و از جملهء اين معجزات است :

[ بيان برخى معجزات نبى اكرم ( ص ) ]

شكافته شدن ماه و جوشيدن آب از ميان انگشتان ايشان و سير كردن افراد بسيار از يك غذاى كم و تسبيح گفتن سنگ‌ريزه‌ها در كف دستش و سخن گفتن ذراع [ دست حيوان ذبح شده ] مسموم و شوق تنهء درخت و سخن گفتن حيوانات زبان بسته و خبر دادن از امور غيبى و مستجاب شدن دعايش و غير از اينها از امورى كه شمارش آن‌ها از فرط زيادى به پايان نمىرسد . و اين مطالب و معجزات در كتاب‌هاى معجزات و تواريخ [ مربوط به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلم ] امرى روشن است تا آنجا كه بيش از هزار مورد از آن [ در تاريخ ] ثبت و ضبط شده است . معجزاتى كه « 1 » بزرگ‌ترين و شريف‌ترين آن‌ها كتاب عزيز [ - قرآن كريم ] است كه باطل در هيچ زمانى - گذشته ، حال و آينده - در آن راه نمىيابد ، طبع‌ها را ملول و دلزده نمىكند و گوش‌ها آن را از خود نمىراند و با كثرت مراجعه به آن كهنه نمىشود و ظلمت‌ها جز با آن آشكار نمىشوند . و اما مطلب سوم از آن روست كه اگر در ادعاى نبوت صادق نباشد كاذب خواهد بود و اين باطل است . زيرا لازمه آن اينست كه مكلفان به تبعيت از شخص كاذب ترغيب شوند و اين كار قبيح بوده و شخص حكيم [ - خداوند ] آن را انجام نمىدهد . مصنف مىفرمايد : مبحث دوم در وجوب عصمت پيامبر است . عصمت يك لطف پنهان است كه خداوند نسبت به مكلف انجام مىدهد به طورى كه در او انگيزه‌اى نسبت به ترك طاعت و انجام معصيت وجود ندارد با آنكه قدرت اين كار را دارد . چراكه اگر اين‌گونه نباشد اطمينانى به سخن او حاصل نمىشود و لذا فايدهء
هامش
( 1 ) . به لحاظ ادبى استفاده از « الذى » در متن عربى در اينجا صحيح نيست و مىبايد به جاى آن از « التى » استفاده مىشد ، ط .