تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تبيين باب حادى عشر ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
« اين جزا ، در برابر عملى است كه خود انجام مىداديد » . « 1 » و آيات ديگرى نيز از اين قبيل . و نيز آيات وعد [ عاقبت خير ] و وعيد [ عاقبت شر ] و ذمّ و مدح - همگى - دال بر اين هستند كه عبد به ارادهء خود كار مىكند . و اين آيات بيش از حدّ شمارش است .

امتناع ارتكاب قبيح

مصنف مىفرمايد : مبحث سوم در استحاله و امتناع قبح بر خداى متعال است . چراكه در وجود خداوند ، مانعى براى ارتكاب قبيح وجود دارد و آن علم به قبح و زشتى عمل است و در خداوند انگيزه‌اى براى ارتكاب قبيح وجود ندارد . زيرا انگيزه يا نيازمندى است كه در خداوند محال است . و يا حكمت است كه در اينجا منتفى است [ و حكمتى در انجام قبيح وجود ندارد ] . و نيز اگر صدور قبيح از خداوند ممكن باشد ، اثبات نبوت‌ها ممتنع خواهد بود . مىگويم : محال است كه خداوند فاعل فعل قبيح باشد ، و اين عقيدهء معتزله است . و اما اشاعره مىگويند كه خداوند فاعل همهء افعال - خواه حسن و خواه قبيح - است ! و دليل ما بر مدعاى خودمان [ عدم ارتكاب قبيح ] دو وجه است : وجه اول : مانع و بازدارندهء از قبيح در خداوند موجود است و انگيزه براى قبيح در او معدوم است ، و هرگاه چنين باشد [ مانع باشد و انگيزه نباشد ] تحقق فعل - بالبداهة - ممتنع است . و اما وجود مانع ، همان قبح و زشتى عملى است كه خداوند به آن عالم است . و اما عدم انگيزه از اين جهت است كه انگيزه يا حاجت به فعل قبيح است كه مىدانيم در مورد خداوند محال است ، چراكه او غير محتاج است . و يا اين انگيزه ، حكمت و مصلحتى است كه در فعل قبيح محقق است ! و اين هم محال است ، چون در فعل قبيح هيچ حكمتى نيست .
هامش
( 1 ) . توبه ، 82 .