خيداق برد .
در باب اوضاع ( ناپايدار ) شد : چندى شروانشاه و نمايندگانش بر آن حكومت مىكردند ، و سپس قدرت در دست رؤسا و رهبرشان مفرّج بن مظفّر بود ، كه امير سرير ، پدر همسرش ، از او حمايت مىكرد .
42 . سرانجام ، هنگامى كه سلطان آلپ ارسلان آذربايجان را تصرف كرد ، حاجب خويش ساوتگين ( ضبط : شاو ) را با دستهاى از سپاهيان به سوى باب فرستاد و رئيس باب اغلب بن على 86 را همراه او كرد . همين اغلب در حبس شروانشاه بود ، امّا سلطان او را آزاد ساخت . تركان در آغاز مسقط را تصرف كردند ، سپس قلعهء باب را از شروانيان بازگرفتند و ديوار ميانى آن را خراب كردند . شهر از چنگ رؤسا بيرون آمد . * ساوتگين اغلب بن على را به نيابت خود در باب نهاد و خود به خدمت سلطان بازگشت . آنگاه ميان اتباع اغلب و همراهان مفرّج فتنه درگرفت ؛ خلق كثيرى از هر دو طرف كشته شدند و آشوب همچنان ادامه يافت ، تا در سهشنبه 27 ذيحجهء 460 / 27 اكتبر 1068 87 عبد الملك بن لشكرى از راه رسيد . مردمى از نواحى اطراف و « ملوك الجبال » با وى همراه بودند .
اينان در خارج شهر ، بر تلّ الفرسان ( تپهء سواران ) اردو زدند . همهء ساكنان ثغر همراه مفرّج بن مظفر ، و اغلب بن على ، از جمله « اعيان صفوف » و شيوخ شهر ، بيرون آمدند ، و براى دومين بار با او بيعت كردند ، و او را به امارت برگزيدند . 88 پس وى را به ثغر درآوردند و در لشكرگاه ، در كنار دروازهء قلعه جاى دادند .
در محرّم 461 / نوامبر 1068 شروانشاه ( فريبرز ، زيربخش 22 ) به باب تاخت و ميان او و سپاهيان عبد الملك ، كه مركب از مردم باب و
تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 89
مساهمون: ولاديمير مينورسكى
ص٨٩