تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
مردم خيداق بود ، چندين جنگ پياپى درگرفت و در تمام آنها اقبال از شروانشاه برگشته بود . سپس مفرّج بن مظفر به سبب پاره‌اى درگيريها با اغلب بن على ، با اتباعش به شروانشاه پيوست . بر اثر اين ، مردم باب شكست يافتند ، اما مردم خيداق استوار ايستادند . مردم باب با مشاهدهء اين پايدارى به ميدان بازگشتند . و شروانيان شكست يافتند و بسيارى از آنان كشته شدند . مفرّج از لحظه‌اى غفلت نگهبانان قلعه استفاده كرد و بدان وارد شد و موقعيّت خود را مستحكم ساخت ؛ ميان افراد او و عبد الملك و رئيس اغلب جنگ درگرفت . جنگ هر روز ادامه داشت . تا در شب يكشنبه 29 صفر / 28 دسامبر 1068 89 اغلب در 38 سالگى مرد . مفرّج پيروزى يافت ، نظام كارهاى عبد الملك مختل گشت و بار ديگر او به خيداق گريخت . شروانشاه روانه شد و شهر و قلعه را تصرف كرد . وى پسر خود افريدون بن فريبرز را آنجا نهاد و خود به شروان بازگشت و بيشتر رؤسا را به زنجير كشيد و همراه خود برد . 43 . سپس بر سر امارت باب ميان امير ارّان ( فضل بن شاور ) و شروانشاه مبارزه درگرفت ؛ گاه يكى از اين دو غلبه مىيافت و بر منابر ثغر و باب خطبه به نام او مىخواندند ، و گاه ديگرى تسلّط مىيافت و خطبه به نام او مىشد ( زيربخش 24 ) . به سبب اين درگيريها ، نواحى اطراف باب ويرانه شد . 44 . در 462 ( بخوانيد : 464 / 1071 ، چنان كه در زيربخش 25 گفته شد ) ، سلطان الپ ارسلان در بازگشت از غزاى روم ، غلام تركش يغما را به ثغر گسيل داشت و وى شهر و قلعه ، هر دو ، را از شروانيان گرفت . پيش از