گرديزى از ابن رسته نام نمىبرد ، و محتمل است كه وى از طريق المسالك و الممالك جيهانى ( قرن چهارم / اوايل قرن دهم ) ، كه اينك مفقود است ، به منقولات خود دست يافته باشد . آثار و نشانههايى از گزارش اصلى را مىتوان ( به صورت بسيار خلاصه ) در حدود العالم مجهول المؤلف ( 372 / 982 ) ، ترجمهء مينورسكى ( 48 و 49 ) يافت . هريك از منابع ابن رسته ، گرديزى و نويسندهء حدود العالم ، پارهاى از مطالب گزارش اصلى را ، كه مورد توجه دو مرجع ديگر قرار نگرفته است ، اضافه دارند .
سيّاح اصلى سخت مجذوب عادات مردم داغستان بوده است ؛ كه از آن جمله است مراسم تدفين در سرير ، درختپرستى ، درهم آميختگى اديان در خيداق ( * خيداق ) ، روابط سرير با بعضى طوايف دستنشانده .
من كوشيدهام داستان مگسهاى عظيم موجود در حدود العالم را با توجه به نشانهها و آثار و تأثير نام پايتخت الان ، * مگس « 1 » تشريح كنم . 2
همچنين اكنون بايد تأييد كنم كه داستانهاى ديگر ، در تاريخ موسى كالان ، مورخ ارمنى ، در شرح مأموريت اسرائيل اسقف ارمنى در ميان هونها ( يعنى بعضى دستنشاندگان خزران در شمال داغستان ) ، مؤيد موضوع است . به گفتهء اين نويسنده ، در 62 / 681 ، « هونها » ى واراچان ( نگاه كنيد به مطالب قبل در همين كتاب ) به مسيحيت گرويدند و آيينهاى مشركانهء خود را رها كردند . براساس اين آيينها ، « گروههاى متعدد در گورستانها با يكديگر كشتى مىگرفتند ، و سوار بر اسب مىنوشيدند و به اين سو و آن سو مىتاختند » . 3 نويسنده مىگويد 4 كه آن اسقف « دستور داد مادر درختهاى بلند را بياندازند . به نام بتهاى بىمقدار قربانيهايى نثار اين
هامش
( 1 ) .Magas