تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
با مسيحيان عبادت كند . و به هركس كه به ديدار وى رود ، دعوى خود را با او در ميان گذارد 18 و گويد : « پيروان هريك از اين اديان ، مردم را به آيين خود مىخوانند و مدّعىاند كه حق با ايشان است و جز دين آنان بقيهء اديان باطل است ، امّا من از هر سهء آنها پيروى مىكنم تا به حقيقت تمام اديان دست يابم » . در فاصلهء ده فرسخى اين شهر ، 19 شهرى است كه رنحس ( رنجس ؟ ) خوانده مىشود ، و در آن درختى است بس تناور ، اما بىثمر . مردم شهر ، چهارشنبه‌ها 20 به گرد آن حلقه زنند ، بر آن انواع ميوه‌ها آويزند و سجده كنند و قربانيها نثار . شاه سرير قلعهء بسيار محكم ( ديگرى ) دارد به نام آلال ( * الال ) و غوميك . 21 جواهرات او در آن قلعه جاى دارد و اين را انوشيروان به دو داده است » . 22

2 . اللان

« از سمت چپ ( غرب ) مملكت سرير كه بگذرى و پس از سه روز راه از ميان كوهها و مرغزارها ، به مملكت اللان ( الان ) در رسى . شاه الان نصرانى معتقدى است ، امّا همهء اهل مملكت او مشرك . سپس 23 ده روز راه از ميان رودها و درختها بگذرى تا به قلعه‌اى رسى كه آن را « باب اللان » گويند . اين قلعه را بر فراز كوهى بنا كرده‌اند و از دامنهء آن راهى بگذرد . قلعه را كوههاى بلند در ميان گرفته است . و هزار مرد از ميان ساكنان ، به نوبت از اين قلعه شبانه روز حراست كنند . 24 الانيها چهار قبيله‌اند ، امّا پادشاهى و سيادت تنها خاص يك قبيله