تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
اعراب را جلب كرده بود . وى فرمانده دسته‌اى از لشكريان ساسانى بود و در كوثا « 1 » ، نزديك مداين ، در نبردى تن‌به‌تن كشته شد ( نگاه كنيد به : طبرى ، سلسلهء يكم ، ص 2421 - 2422 ) . هنگامى كه اعراب در 22 / 643 بر باب دست يافتند ، حاكم آنجا برگزيدهء يزدگرد سوم بود و شهربراز نام داشت ، كه خويشاوند و همنام مشهور او اورشليم را در 614 م فتح كرد و چند ماهى بر تخت خسروان تكيه زد . همين حاكم باب تسليم سراقة بن عمرو شد . 52 بعد از اين فتح ، باب پايگاه عمليات جنگى اعراب عليه دشمن بزرگشان ، خزران ، در شمال شرقى شد ، خزرانى كه نقشهء اعراب را براى پيشرفت به سوى اروپاى شرقى نقش بر آب كردند . 53 بسيارى از سرداران معروف اموى ، چون مسلمة بن عبد الملك و مروان بن محمد ، خليفهء آينده ، در ميدان جنگ با خزران نام و آوازه يافتند . و شمار بسيارى از مهاجران و مبارزان عرب در قفقاز شرقى ، خصوصا باب ، رخنه كردند 54 همانگونه كه كوچندگان و اسراى خزرى از قفقاز سربر آوردند ( نگاه كنيد به صفحات پيش ) . با ظهور عباسيان ، سيطرهء خلفا بر سر حدات قفقاز بتدريج به ضعف گراييد . در منبع ما ، اين زوال به دورهء متوكل ، 232 - 247 / 847 - 861 مىرسد . در 238 / 852 در لشكركشى بغاى كبير ، مأمور خليفه ، اسحاق بن اسماعيل ( از تبار اموى ) امير تفليس ، از ميان رفت . وى با همسايگان غيرمسلم روابط دوستانه‌اى برقرار كرده بود و دختر امير سرير را به زنى داشت . 55 بعد از مرگ اسحاق ، بغا به متّحدان او ( كوه‌نشينان صنار )
هامش
( 1 ) .Ku ? th