تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
مطالب زيربخش 9 . مطلب مربوط به آبراه با گفته‌هاى ديگر مسعودى ( ج 1 ، ص 273 ، و ج 2 ، ص 24 ) به كلى مغاير است .
شرح
( 29 ) خطايى در مورد مايطس ، درياى آزوف . ( 30 ) هنوز زود است كه بخواهيم آن را اميرنشين تمتركنTmutorokanبدانيم . ( 31 ) اصطخرى ، ص 226 ، و ديگران اين مطلب را تنها دربارهء يكى از سه طايفهء روس به نام الارثا ، ارتاArt( ؟ ) گفته‌اند . بنا به گفتهء اصطخرى ، نسخهء خطى چستربيتى ، ارتا ( كذا ) به صحراى غيرمسكون شمالى متصل بود . ( 32 ) منظور شماليترين سرزمينهاست . مسعودى در اين قسمت چند بار بلغارهاى ساكن كنارهء ولگا را با بلغارهاى ولگا اشتباه مىگيرد . نگاه كنيد به : شرح و توضيح ماركوارت بر اين فصل : در( Streifzu ? ge , P . 142 - 55 .( 33 ) محفوظ منهم ؛ در نسخهءEمحضّر . اين راه را ابن فضلان در 17 - 43 شرح داده است . ( 34 ) به نظر مىآيد كه بازتابى از ورود سفر خليفه به بلغار در 309 / 922 باشد . ابن فضلان در آن سفر از همراهان سفير بود . ( 35 ) باربيه دمينار آن را « پوستهاى سياه » ترجمه كرده است . د . كوانD . Cowanبه من پيشنهاد كرد كه به « جامه‌اى سياه » ( ؟ ) ترجمه شود . سواد حتى مىتواند به معناى « جمعيت زيادى از مردم » باشد . در نسخهءEبنود آمده است ، به معناى درفشها . ( 36 ) خلط دو مملكت بلغار ! ( 37 ) نگاه كنيد به : ماركوارت( Streifzu ? ge , P . 151 )كه به جاى برغر ، * بژغرBaz ? ghar، ( مجارها ) را پيشنهاد مىكند . ( 38 ) نگاه كنيد به گزارش ابن فضلان ، چاپ زكى وليدى طوغان : 1939 ، 50 ، كه در آن او به ديزى هم اشاره مىكند . ( 39 ) متن اين قسمت را كه در ادامهء زيربخش 6 مىآيد ، ماركوارت( Streifzu ? ge p . 330 - 53شرح و توضيح داده است . نگاه كنيد به :Dunlop , l . c . , 209 ; A . Melvinger , Les premier ? es incursions des Vikings en Occident , d'apre ? s les sources arabes ; Upsola 1955 , P . 67 .
تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 309 | ولاديمير مينورسكى / معتمدى / سپيده / محسن خادم