شرح
( 4 ) در عربى ، شعاب هم جمع شعب ( درهء كوهستانى ) است ، و هم جمع شعبه ( شاخه ) . در موضوع بحث ما ، شاخه بهتر از درهء كوهستانى است .
( 5 ) 3 ميل برابر يك فرسخ - 000 12 ذراع است .
( 6 ) طبرستان در اين متن اشتباهى است آشكار . استعمال طبرستان به جاى * طبرسران اشتباهى است عمومى ( نگاه كنيد به مطالب قبل در همين كتاب ) . امّا فاصلهء دربند تا سرچشمهء رود روباس ( رود طبرسران ) فقط 65 كيلومتر - 9 - 13 فرسخ است . دربارهء ديوار ، نگاه كنيد به مطالب قبل در همين كتاب . اگر طبرستان را تحريف دار الان ( داريال ) فرض كنيم ، فاصلهء دربند تا آنجا ، حتى به خط مستقيم ، حدود 360 كيلومتر ، نزديك به 50 - 70 فرسخ خواهد شد .
( 7 ) نگاه كنيد به : ابن خرداذبه ، ص 39 .
( 8 ) در حقيقت شروان كشور است و شروانشاه ، شاه آن . عين اين اشتباه در اثر ابن حوقل ، ص 254 ديده مىشود .
( 9 ) اغراق بزرگى است .
( 10 ) اين جمله مىرساند كه مسعودى در اين مورد مسموعات را نقل مىكند .
( 11 ) اين واقعيت را كه شروانشاهان ( يا دقيقتر بگوييم شاخهء ليزان ) مدّعى تبار جليلى بودند كه به بهرامگور مىرسيد ، مىتوان اينگونه توضيح داد كه اينان از همان آغاز از طريق پيوندهاى سببى خود را با شاهى محلى مربوط ساختند كه انوشيروان در مرز داغستان گمارده بود ( نگاه كنيد به اوايل همين كتاب ) .
( 12 ) نوح بن نصر . دربارهء تبار دروغين ، نگاه كنيد به : بيرونى ، آثار ، ص 39 ( ترجمه ، ص 48 ) .
( 13 ) بخوانيد : عبد الملك بن هاشم .
( 14 ) اين مطلب وسوسه مىكند كه آن را اشارهاى به نفوذ نخستين شروانشاهان به مناطق جنوبى كر و ارس بدانيم ( نگاه كنيد به مطالب قبلى در همين كتاب ) ، امّا مسعودى ( نگاه كنيد به زيربخش 28 ) با يكى دانستن دو موقانيه جدا مخالفت مىكند . از آنجا كه به گفتهء اصطخرى ، ص 193 ، * لايزان هممرز با شروان ، موقانيه و قبله ( * عنبسيه ، يعنى اميرنشين عنبسه ) است ، و مسعودى ، ص 68 ، نيز تأكيد مىكند