آنگاه بعد از مدتى خلأ
( 15 ) كيقباد 746 - 749 +
( 16 ) كائوس پسر ( 15 ) 749 - 757 ح 774
( 17 ) هوشنگ پسر كائوس ح 774 ح 784
حتّى صورت بالا هم باوجود ارزشمند بودن ، كاملا غيرقطعى و قابل تصحيح است . مثلا اينك مىدانيم كه فريبرز يكم ( ش 1 ) در 455 / 1063 جاى پدر را گرفت . اينكه آيا افريدون به تخت نشست و چه زمانى نشست ، معلوم نيست . ظاهرا در 458 / 1066 وارد صحنه شده است ، و بايد در 514 / 1120 در سن كهولت فوت كرده باشد . 13 در 1925 بود كه نام شاهنشاه ( ش 6 ) بر سكهپارههايى خوانده شد .
خوشترين ايام اين شروانشاهان دورهء زوال دولت اربابانشان ، سلجوقيان عراق ، بود . در اين زمان دربارشان مركز فرهنگ ايرانى شد و شاعرانى چون نظامى ، خاقانى و شاعر و منجمى چون فلكى شروانى را جذب كرد . هنوز آثار معمارى فراوان اين دوره ، بويژه در باكو يافت مىشود ، 14 كه از جلال و شكوه دستگاه حكومتى حكايت مىكند . 15
در آغاز قرن دوازدهم شروان نظر همسايگان توسعهطلب گرجى را به خود جلب كرده بود ، و آنها چند بار به خاك شروان حمله كردند . در 510 / 1116 ( ؟ ) داود مجدّد « 1 » دخترش ثامار « 2 » را به همسرى منوچهر دوم داد . وى به زودى بر تخت سلطنت نشست و اخستان حاصل اين پيوند بود . 16 ثامار پس از مرگ شوهرش به گرجستان بازگشت و راهبه شد .
هامش
( 1 ) .David the Restorer( 2 ) .Thamar