تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
شرح
( 28 ) ظاهرا در پايين شهر . ( 29 ) اين ديوار حتّى تا قرن نوزدهم برپا بود . به گفتهء اسپاسكى ، « در 1824 ، ژنرال يرمولف براى سروصورت دادن به وضع شهر ، ديوار عرضى را خراب كرد . اين ديوار كه نزديك ميدان كليسا ( روسى ) قرار داشت ، قسمت بالاى شهر را از قسمت پايين ( دوباره ) ، كه در آن تاريخ رويهمرفته ساختمانى نداشت ، جدا مىساخت » . ( 30 ) در متن ( ذيل 255 / 869 ) ، به جستجوى جواهرى اشاره مىشود كه مادر خليفه المعتزّ پنهان كرده بود . گروه جويندگان به « الصفوف بحضرة المسجد الجامع » رسيدند ، و به خانه‌اى كوچك اما آباد و پاكيزه ، كه جستجو در آن انجام گرفت ، وارد شدند . دخويه در واژه‌نامه‌اش ، صفوف را به « بازار ، رديف كلبه‌ها » ترجمه كرده است . اين قسمت را هر تسلفد در اثر عالى خودGeschichte der Stadt Samarra , 1948 , 252چنين ترجمه كرده است : « و من به بازار مفصّل صفوف نزديك مسجد بزرگ رفتم » . ( 31 ) عربىدان بزرگ و . مارسه در 10 اكتبر 1956 درگذشت . ( 32 ) در 1950 ، استاد ب . آپولفB . Appolovآثار اين ساخته‌ها را زير آب پيدا كرد . ( 33 ) در قابوس‌نامه ، فصل 23 ، چاپ سعيد نفيسى ص 80 - 81 ؛ چاپ ر . لوىR . Levy، ص 64 - 65 ، جالبترين شرح دربارهء انواع بنده آمده است . برشمردن قبايل ، همراه با خصايل خاص آنان ، بايد براساس مشاهدات او باشد ، كه نه تنها مربوط به گرگان ، بلكه به دورهء اقامت او در دربار ابو الاسوار شاورى در قفقاز مربوط بود . انواعى كه او ذكر مىكند شامل بندگانى است كه از ماوراء النهر و خوارزم صادر مىشد ، و آنها ( روس ، اسلاو ، الان و به احتمال بعضى از تركان ) را از طريق دربند مىآوردند . ( 34 ) گفتهء ابن حوقل ، ص 242 ، تنها از جهت انشاى عبارات با گفتهء اصطخرى فرق دارد . نيز نگاه كنيد به : حدود العالم ، 36 ، 40 دربارهء دربند : « و آنجا بندگان افتند از هر جنسى از آن كافران ، كى پيوستهء اويند . »