اوايل قرن سيزدهم / پايان قرن هجدهم ، زين العابدين شروانى ، بستان السياحه ، ص 324 ، در ولايت زادگاه خود ، به وجود هفت شهر ، ده قصبه ، هشت قلعه ، و سه بندر اشاره مىكند ( نام نمىبرد ) . روزنامههاى لشكركشى عثمانى در قفقاز و بايگانيهاى ادوار اشغال عثمانى بايد بسيار جالب توجه باشد . از استاد برنارد لويس شنيدم كه در آرشيو استانبول اينها موجود است : دربارهء گنجه - پروندههاى ش 736 / 699 ( سالهاى حدود 1003 - 1012 / 1595 - 1603 ) ، 903 / 924 ( سال 1140 / 1727 ) ، 914 / 488 و 913 / 267 ( سال 1145 / 1732 ) ؛ دربارهء نخجوان - ش 905 / 845 ( سال 1140 / 1727 ) ؛ دربارهء تفليس - ش 897 / 418 و 900 / 831 ( سال 1140 / 1727 ) ؛ و دربارهء گرجستان - چهار دفتر تنظيم نشده . روسها بعد از برقرار ساختن حكومت خود در قفقاز ، به بررسيهاى اقتصادى ، و نقشهبردارى مفصل پرداختند .
شرح
( 20 ) واژهء « غلام » طى دگرگونيهاى معنايى ، در قرن نوزدهم در ايران فقط به پيكهاى نمايندگيهاى سياسى و كنسولى اطلاق مىشد .
( 21 ) با نامى غير اسلامى .
( 22 ) مقايسه كنيد با : بار تولد ، تركستان ، ص 234 .
( 23 ) در 457 / 1065 ، « رؤسا » در شروان صريحا قربانى ظلم حاكم قلمداد شدهاند .
( 24 ) در ميان محل ضرّابخانههاى جانشينان هلاكو در قفقاز ، حدود 756 - 758 از محلى به نام بابى ذكر شده است . نگاه كنيد به :Pakhomov , Kratkiye soobshch Inst . Mat - Kult . , No . 66 . Moscow , 1956 , pp . 47 , 48 .و نيز نگاه كنيد به : بابى به صورت نام ( نسبت ؟ ) مردى در صفوة الصفا ، ص 268 .
( 25 ) اصطلاح « داروغه » به معناى « فرماندار ( نظامى ) شهر ، نايب حاكم » اصل مغولى دارد ( قرن هفتم / سيزدهم ) .
( 26 ) براساس زيربخش 9 در متن ما ، وى در 434 / 1043 فوت كرد .
( 27 ) مقارن 545 / 1150 ، غرناطى ( چاپ فراند ، ص 85 ) ميان امير دربند ، سيف الدين محمد بن خليفه السلمى و اسفهسالار او عبد الملك بن ابى بكر به وضوح فرق مىگذارد .