تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
وى تحت قيموميت يكى از « رؤسا » قرار گرفت ، و . . . خلاصه آنكه ، به نظر مىرسد شهر در دست اشراف بوده است ، و اميران از درون قلعه قدرت خود را اعمال مىكرده‌اند . در تاريخ الباب در موارد بسيار از ديوارى ميانى ( عرضى ) سخن مىرود كه اميران ظاهرا به اين نيّت ساختند كه بخشى از شهر را به قلعه ضميمه كنند . با اين حال اربابان شهر هربار موفق شدند اين ديوار را بردارند . 29 غير از « رؤسا » كه قشر بالايى اشرافيّت محلى را تشكيل مىدادند و به گروههاى نگهبان مسلح خود ، يعنى غلامان متّكى بودند ، همان‌گونه كه مىتوان در وقايع 446 ديد ، در منبع ما ( همانجا ) ، از گروه ممتازى از اعيان سخن رفته است كه با امير پيوستگى بيشترى داشتند . مورّخ ما آنان را « اعيان اهل ثغر » ( سال 456 ) ، يا « اعيان الصفوف » مىخواند . اصطلاح اخير مشابه‌هاى شناخته‌شدهء ديگرى ندارد ، امّا ويليام مارسه « 1 » ، نظر مرا به تاريخ طبرى ، سلسلهء سوم ، ص 1718 ، س 16 ، جلب مىكند ، كه در آنجا « صفوف » به معنى رديفهاى خانه‌هاى محقّر است ( در نزديكى مسجد جمعه در سامرا ) . 30 ترجمهء همراه با ترديد او از « اعيان الصفوف » چيزى شبيه « اعيان بازار » است . 31 از طرف ديگر ، ممكن است صفوف با صنوف اشتباه شده باشد ( مقايسه كنيد با : ابن رسته ، ص 147 ؛ و ادامهء مطلب در همين كتاب : « اعيان صنوف مختلف » ) . ترجمهء نهايى هرچه باشد ، حقيقت اين است كه در حوادث 456 ، اين « اعيان » جانب امير را گرفتند ، حال آنكه « رؤسا » از او كنار كشيدند . اين امر حاكى از تفاوت منافع ايشان با منافع كاست صاحب امتياز بود . اين نكته ازينرو اهميت دارد كه
هامش
( 1 ) .William Marcais