تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
از بافت بسيار پيچيدهء اجتماع محلّى آگاهى بيشترى مىدهد . امير منصور بن عبد الملك پرتكاپو ( زيربخش 40 ) كه حتّى در ميان افراد مردمى درپى يافتن حامى بود ، موفق شد آنان را از « رؤسا » جدا سازد ، امّا خبر اين پيروزى گزارشهايى درپى دارد كه نشان مىدهد چگونه در شعبان 456 / ژوئن 1064 ، « رؤسا » اردوى سرير را به حملهء به شهر تشجيع كردند ، و چگونه ماه بعد غلامان خود را به غارت حومهء شهر فرستادند و چگونه در ربيع الاول 457 / فوريهء 1065 امير را به غدر كشتند و اهالى طرفدار او را بيرحمانه مجازات كردند . مقارن پايان دورهء ما ، و در آستانهء كشورگشايى تركان ، نفوذ رؤساى باب به اعلىمرتبه رسيد . بايد به دقت در نظر داشت كه دربند فقط پايگاهى مستحكم در مرز دنياى اسلام نبود . بلكه مهمترين بندر درياى خزر بود كه باروهاى درون آب رفتهء شهر ، آن را محافظت مىكرد . 32 محصولات محلّى ( بافته‌هاى ابريشمى ، رونّاس و زعفران ) در تجارت محلّى نقش مهمى داشت ، امّا بزرگترين سوداگرى ، تجارت برده بود كه به گفتهء اصطخرى ، ص 184 ، « از بلاد كفر مىآوردند » . 33 غازيان در ايام فراغت دست به شكار آدم مىزدند و اشراف هم با معاملات پرسود روى غنايم ايشان ، موقعيت خود را مستحكم مىساختند . تمام مواد خام قفقاز شمالى ( گوسفند ، پوست و غيره ) نيز از طريق دربند مىگذشت . 34 به همين‌سان ، تجارت خز ، از طريق رود ولگا و منطقهء خزر انجام مىشد ، و دربند اجبارا توقفگاه بود ، زيرا براى پيمودن خزر متلاطم ، طبعا از ساحل دور نمىشدند . سرچشمهء ثروت اشراف دربند و نفوذ و قدرت عظيم آنان در سياست ، قطعا تجارت بوده است . اين قسمت را با نقل قسمتى از المسالك و الممالك اصطخرى ، ص 184 [ چاپ ايرج افشار ، ص 156 -