بههرحال هاشميان نظرا مىتوانستند ( زيربخش 31 ) خود را مستقل و مختار فرض كنند . اگر از متن اينگونه استنباط شود كه هاشم بن سراقه از طريق حق ولايت بر باب حكومت كرده ، بايد منصوب خليفه مهتدى ( 255 - 256 / 869 - 870 ) بوده باشد ، هرچند خليفه براى نظارت بر نمايندهء خود وسايل مؤثرى در اختيار نداشت . از آنجا كه يكى از اسلاف هاشم « آزادشدهء » بنو سليم بود ، از جهت تبار بر يزيديان شروان برترى داشت . نشانهء استقلال هاشم ، انتقال موروثى قدرتش به جانشينان است . علاوه بر اين ، جدّش با باز كردن پاى خزران ، كه سبب آزار و زيان وحشتناك مسلمين شد ، مرتكب خيانتى مسلّم گشت . و اين واقعه نشان مىدهد كه هرچند هاشميان نگهبانان ثغر شمالى به شمار مىرفتند ، امّا به سنّت خانوادگى ، در سياستهاى بين قبيلهاى محلّى شديدا درگير بودند . علاوه بر اين ، به نظر مىرسد كه هاشم حتّى موقعيت خود را مديون حمايت يا موافقت اطرافيان مىدانست و اين جريان او را به « رؤسا » و « شيوخ » ( عقلا ) متّكى ساخت و نظر آنها را در امور عمومى پذيرفت . اين حالت برترى بر ديگران در ثغر دورافتادهء سرزمينهاى اسلامى ، كه از هر سو در محاصرهء قبايل مسيحى و مشرك بود ، چيزى است كه هنگام پيگيرى حوادث باب بايد پيوسته در خاطر داشت .
در ميان گروههاى مردمى كه در لشكركشيهاى گوناگون باب شركت داشتهاند ، منبع ما به « غازيان » ، « داوطلبان » ( مطوّعى ) ، « قاريان قرآن » ( قرّاء ) ( زيربخش 8 ) و « غربا » اشاره دارد . همچنين اميران مجبور بودند با جنگجويان « مراكز » همكارى داشته باشند ( نگاه كنيد به حوادث ذيل 423 / 1032 ) و به همسايگان دور و نزديك متوسل شوند ( براى مثال نگاه كنيد به : حوادث ذيل 456 / 1064 ) .
تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 235
مساهمون: ولاديمير مينورسكى
ص٢٣٥