تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
جشمدان ( مقايسه شود با بلاذرى ، ص 206 : حسمدان در همسايگى لكز ) ؛ پشت آن ( وراء - ظاهرا « در جانب جنوب » ) ، « املاك كوهستان » ، و شيروان تا حدود باكوه ، درنيق ( در بالاى ملتقاى كر و ارس ، نگاه كنيد به : اصطخرى ، ص 77 ، 189 ) ، لكز ( دوباره ؟ ) ، پيوندگاه دو رود ( مجمع البحرين ) ؛ سپس پشت اين ( شروان ؟ ) ، ليران ( * ليزان ) با قلعه‌اى مستحكم و در آن چشمه‌ها آبشار تشكيل داده‌اند . مقايسه كنيد با :
J . H . Moeller , Liber climatum auctore . . . el Isstachri , Gotha 1893 , p . 80 .
برداشت ياقوت ، ج 1 ، ص 438 ، اين بود كه فيلان طايفه‌اى است به جانب طبرسران .
شرح
( 103 )In : « IBERER UND Hyrkaner » in Caucasica , 8 , 1931 .( 104 )Theophanes of Mytilene in Strabo , X 1 , 5 , 1 .( 105 )A . N . Genko , l , c , 108 .( 106 ) به صورت فرضى كاملا پيشنهادى ، فيل اسلامى را باLupeniiكهن ( در ارمنىLip'inيكى مىگيرم . با اين تفاوت كه در موردLتصحيف و جابجايى صورت گرفته است ، مقايسه كنيد با : حدود العالم ، ص 454 . قرار گرفتن ايشان در منطقهء ميان شكّى و سمور ( نگاه كنيد به مطالب قبلى ) براى توصيف راهى كه اسقف اسرائيل پيمود ، جالب توجه است ( نگاه كنيد به صفحات قبل ) . البته [ هرچند ، به نظر مىرسد كه ابن خرداذبه ، نگاه كنيد به اوايل همين كتاب ، براىLip'inاملاى درستى ، يعنى ( لبن ) به كار برده است ] . ( 107 ) هنوز نمىتوان گفت كه آيا اين نام در نام قلعهء ويران شندان ، واقع در 450 كيلومترى جنوب روسيه ، در طالش ( در خم مرزى با ايران ، ميان آستارا و اردبيل ) ، منعكس شده است يا نه . اين قلعه به حاكمى به نام سپهبد گيلان متعلق بوده است . در اين‌باره نگاه كنيد به :Minorsky , BSOAS , 1954 , XV 1 / 3 , 525 - 6 .( 108 )( 108 ) Jour . As , 1949 , p . 119 .( 109 ) بقاياى نوشتارى سندان در دربندنامه ، ص 117 ، 190 ، 194 ، 203 يافت مىشود . ( 110 ) در عربى « ش » جانشين طبيعى « چ » است و به آسانى مىتوان ازChichli