شرح
( 89 ) نگاه كنيد به پيوست 4 .
( 90 ) حمزين كه الجرّاح از آنجا به غميق نفوذ كرد ، بايد به صورت * حمرى تصحيح گردد ، كه رودى است جارى در شمال خاك قى - تق و در بالادست در خاك قمخ ادامه دارد . مىتوان روستاى همرى را به جاى آن قرار داد . كه در خاك آوار در كنار قوى - سو و نزديك ملتقاى شاخههاى آن است . نگاه كنيد به : دربندنامه ، ص 31 . از مقالهء پراطلاع زير :Z . A . Nikolskaya , « National Consolidation of the Avars » , Soviet . etnografiya , 1953 , No . 1 , 111 - 24 ,اينطور دريافتم كه در گذشته يك راه تجارتى از نخىNukhi( شكّى ! ) ، از طريق اختى - قزى قمخ ( ! ) - خنزخ ( اواريه ) به درياى سياه( Anapa )وصل مىشده است .
[ در نام حمزين ، نقطهء ز مىتواند ضمّهء روى ح / ج باشد ] .
( 91 )Minorsky - C . Cahen in J . As . , 1949 , p . 138 .( 92 ) شمار « اوار » هاى خالص اينك 000 240 تن است كه 000 200 از آنان به صورت متراكم در داغستان زندگى مىكنند . موقعيت جغرافيايى اوارها در مركز داغستان سبب نقش آنان در ميان همسايگان شده است . نگاه كنيد به :Z . A . Nikolaskaya in : Soviet ctnografiya , 1953 , No . 1 , pp . 113 - 24 , and in : Narodi Daghestana , 1955 , p . 24 - 67 .( 93 ) در دربندنامه ، ص 6 ، 12 ، 23 ، 27 ، 94 .
( 94 ) به گفتهء مسعودى ، ج 2 ، ص 41 ، نگاه كنيد به پيوست 2 ، آن خاندان نسب از بهرامگور داشت . در اصطخرى ، ص 223 ، انتقال تخت سلطنت به داغستان با سقوط ساسانيان ارتباط دارد . در يكى از نسخههاى تقريبا مشوّش نهايت الارب ( كتابخانهء دانشگاه كمبريج ،Qq 225، گ 187 ( نگاه كنيد به : ادوارد براون در ،JRAS P . 271 . , 1900و نسخهء عكسى در :Geo Widengren , Orientalia Suecana , 1952 , I , pp . 69 - 94 ) .انتصاب مرزبان كه ملك السرير خوانده مىشد و مقامى موروثى بود ، منسوب به خسروى اول است . مرزبان دوازده هزار سوار ( اسواريه ) زير فرمان داشت . به گفتهء