( كه احتمالا از مغان ، يا موكان
Movak n
( ؟ ) مهاجرت كردهاند .
شرح
( 73 )Cosmography ( 740 / 1340 ) .( 74 )Barthold in Etnograf . obozreniye , 1910 , vol . 83 - 4 , pp . 1 - 9 ; N . Poppe in Zap . koll . vostok . , 1925 , I , 195 - 208 ; and Pelliot , J . As . , April 1927 , pp . 279 - 294 .( 75 ) سليفان لقبى تركى است كه در زبان چينى به صورتSe . li . faنوشته مىشود .
نگاه كنيد به :T'ang - shuمنقول در :Chavonnes , Les TE ? ou - kioue , p . 164 .مقدّسى ، ص 191 ، از خيدقانشاه سخن مىگويد .
( 76 ) بويژه شرح مسعودى ، ج 2 ، ص 7 ، در اينباره اهميت دارد . نگاه كنيد به ادامه بحث در همين كتاب .
( 77 )Moses Kalankatvats'i , II , ch . 39 .در ترجمهء روسى پاتكانيان ، 1861 ، ص 192 . در ترجمهء جديد اس . ت . يرمانيان ، همراه با شرح و توضيحات درZapiski Inst . Vostokov . , VII , 1939 , p . 129 - 55 .فكر نمىكنم در تفسير او دربارهء محلى كه گريگوريس مقدس در آنجا درگذشته و دروازهء چوبى ( دربند ) دقت نظر كامل و قاطع باشد . محلّ شهادت گريگوريس به گفتهء پاتكانيان « ناحيهء وتنى » بود ، و ماركوارت وتنينVatneanرا بهگونهء صورتى ديگر ازVartaneon* نقل كرده است . نگاه كنيد به صفحات قبل ، در بحث پيرامون وردانشاه در مسقط . از اينجا اسرائيل كشيش به دربند و واراچان ( باشلىBashli) سفر كرد . تصوّر مىكنم كه وى كوشيد كوههاى قفقاز را در جايى نزديك قبله قطع كند و احتمالا ، سپس بيشتر متوجه غرب ، در كاختيه ، شود ، امّا هوا ( و شايد ناآراميهاى طايفهاى ) او را وادار ساخت كه به شرق بازگردد و جادهء كنارهء بحر خزر را بپيمايد .
( 78 )Theophanes , p . 338 ; cf . Moravcsik , Byzantinum - Turcica , II , 1943 , p . 88 .( 79 )Kokovtsov , pp . 85 - 6 .( 80 )Reineggs , Allgemeine Beschreibung des Kaukasus , 1796 , I , 103 .( 81 ) اين نام كاملا محقق نيست . در فرهنگ جغرافيايى روسيه اثر پ . پ . سمنوف