نهر الواق خواند .
در غرناطى ، چاپ فراند
Ferrand
، ص 83 نيز الدرهاه بايد به صورت الدرواق تصحيح شود .
شرح
( 60 ) ياقوت ( زير نام الباب ) با قدرى مبالغه از هفتاد زبان در داغستان ياد مىكند .
( 61 ) طبرسران به معناى « طبر - سر » ، ظاهرا صفتى بوده است كه ايرانيان به بوميان دادهاند : اينك تبسرانTabasar n.
( 62 ) حتّى بعضى از روستاهاى طبرسران در شمال خط الرأس واقع است .
( 63 )Genko , l . c . , 99 .( 64 ) دربارهء آشفتگى انساب نگاه كنيد به توضيح زيربخش 9 .
( 65 ) ارسى هنوز هم در طبرسران عليا ( شمال خط الرأس ) باقى است .
( 66 ) اين امر با وقايع 446 / 1054 كه در آن مردم ( داوطلبان ؟ ) طبرسران امير منصور را يارى دادند ، تضادى ندارد .
( 67 )Kazem - bek o . c . , pp . 78 , 123 ; and Dorn , Caspia , 105 , 278 .( 68 )Genko , l . c .( 69 )A . Shashov , za zhar - ptitsey , 1950 , p . 308 .( 70 ) منبع ما شكى باقى نمىگذارد كه ، تلفّظ جيدان و امثال آن ، كه در بسيارى از مآخذ ( مسعودى و غيره ) يافت مىشود ، صورتهاى اشتباهى * خيداق است . اين واقعيت رادسونd'Ohssonدر كتاب خود به نامLes Peuples du Caucase( مردم قفقاز ) دريافت ، امّا ماركوارت( Streifzu ? ge , pp . 20 , 492 )آن را در پردهء ابهام افكند . ناحيهء خيداخ ، يا لااقل گسترش و پيوستگى اراضى تشكيلدهندهء آن ، در طى زمان به نحوى چشمگير ، تغيير يافت . نگاه كنيد به : بار تولد ، « داغستان » ، در :EI.
( 71 ) نام « قى » در ميان مردم آلتايى رايج است ، نگاه كنيد به :Minorsky , Marvazi , pp . 96 - 7 .امّا به نظر نمىرسد تركيب قىتاق ( « جفتقى » ؟ ) در جاى ديگر يافت شود .
( 72 ) ظنّ قوى دارم كه اوليا چلبى ، مغانلوى مشهور ( در منطقهاى نزديك زكتلى( Zakatal ( i )را به جاى « مغولها » گرفته است . مغانلوها تركهاى محلى آذربايجاناند