آورده بودند ( نگاه كنيد به مطالب صفحهء بعد ) . در ذيل سالهاى 456 / 1064 و 457 / 1065 ، به محلى اشاره شده به نام دهنق يا دهنو ( شايد * دمشق ؟ ) . در دربندنامه ، ص 90 ، شش دروازهاى كه مسلمه ساخت با نامهاى امروزين آن ( در ميان دو كمان ) چنين است : مهاجر ( جارچى ) ، جهاد ( قرخلر ) ، حمص ( ينگى ) ، سقر يا قيسر ؟ ( تركمان ) ، مكتوب يا مكتوم ( بيات ) ، علقمه ( نارين - قلعه ) .
شرح
( 52 ) نكتهاى كه تا اندازهاى مهم است اينكه دو چشمهء آب آشاميدنى داخل قلعه و شش چشمهء ديگر در پاى ديوارهاى قلعه مىجوشيد . نگاه كنيد به :l . c . Artamonov ,( 53 ) مگر اينكه در برآورد خود اينگونه استحكامات محلّى را پنجاه كيلومتر تخمين زده باشد . اخيرا پاخوموف و على عسكرزاده ، ديوارى طولانى را ميان شكّى و كاختيه ، كشف كردهاند .
( 54 )R . von Erkert , Der Kaukasus , Leipzig 1888 , pp . 216 - 24 .( 55 ) امّا نگاه كنيد به توصيف اسپاسكى در بالا .
( 56 )Br . Mus . , 5803( 57 ) نگاه كنيد به پيوست 5 .
( 58 ) نگاه كنيد به بلاذرى ، ص 270 ، و تلخيص بلعمى از طبرى ، لاهور 1291 / 1874 ، ص 270 . طبق دربندنامه ، ص 90 و 93 ، مسلمه در 115 / 733 دربند را به هفت برزن تقسيم كرد ، كه هريك مسجدى داشت و بر هريك نام وطن ساكنان را نهادند ( فلسطين ، دمشق ، حمص ، جزائر ، موصل و غيره ) . مقايسه شود با غرناطى ، چاپ فراند ، ص 83 : 000 24 عرب از موصل ، دمشق ، حمص ، تومر ، حلب و جزيره .
( 59 ) نگاه كنيد به مقالهء ارزشمند گنكو ( كه در محاصرهء لنينگراد در 1941 درگذشت )« The Arabic language and Caucasian Studies » ( in Russian ) , Trudi Inst . Vost . , 1941 , pp . 81 - 110اين نام اغلب نادرست تلفّظ شده است . در عربى ابن اعثم ، نگاه كنيد به :A . N . Kurat , Ankara Universitesi , Dil ve Tarih Dergisi , 1949 , V 11 / 2 , 26 ;و در : ابن اثير ، ج 5 ، ص 45 نهر الران را ( كه در 6 فرسخى الباب جارى است ) بايد