براى « املاك بزرگ » ( در عربى ضيعه ) در اينجا مناسبتى ندارد ، مگر اينكه نويسنده آن را به مفهوم بسيار كلى ، يعنى « ارض مستويه » ( زمين هموار ) به كار برده باشد . مقايسه كنيد با : ياقوت ، ج 2 ، ص 575 . از آنجا كه اين محل را شاه گرجستان تصرف كرده و به حاكم كاختيه ( « شكّى » ) واگذارده ، بايد كاملا در غرب قبله قرار مىداشته است .
موسى كالان ، ترجمهء روسى ، ص 271 ، به دستكرتى نزديك متس - ايرانك ،
Mets - Irank '
، در ارّان اشاره مىكند .
شرح
( 41 ) نگاه كنيد به : ابن حوقل ، ص 254 . كوشيدهام قسمت بسيار مهم مطلب او را در مقالهاى شرح دهم . نگاه كنيد به :BSOAS , 1952 , XIV / 2 , 514 - 29 .( 42 ) ابو الفدا ، جغرافيا ، ص 204 : نهر الاغنام .
( 43 ) مسير اين رود شمال به شرق است و بخش مركزى داغستان را آبيارى مىكند .
چند رود كوتاهتر در شرق حوضهء قوى سو ، هريك جداگانه در شمال دربند به خزر مىريزد .
( 44 ) نگاه كنيد به : پيوستهاى 3 و 4 .
( 45 ) در عربى الباب ، در فارسى دربند ، در تركى دميرقاپىDemir - qapi، در مغولى قهلغهQabulgha، در ارمنى چورch'orو غيره . نويسندهء ما گاه آن را به صورت الباب و دربند ، يا الباب و صول ( * چور ) مقايسه كنيد با : زيربخش 14 ، و هر دو مورد را با واو عطف آورده است . [ نام قديمى درياى خزر به زبان روسى ، كه اخيرا در بعضى اسناد روسيهء شمالى يافت شده است ،Xolly bckoe Mope، و مأخوذ از كلمهء تركى بسيار قديمى قاپوغqapugh، به معنى « دروازه » يعنى دربند است . نگاه كنيد به :M . Vasmer , « Ein Name des Kaspischen Meeres » , Zeitscher . f . Slavische Pluilologie , 1956 , No . XXIV , p . 28 ] .( 46 )E . A . Pakhamov , « The Pahlavi inscriptions of Derbend » , Baku 1929 , and M . I . Artamonov , « The Ancient Darband » ( in Russian ) in Soviet arkheologia . , 1940 , VIII , 121 - 44 .( 47 ) هرچند ، در جانب جنوب هم اميران باب مجبور بودند خود را از حملههاى