براى جنگجويان خود مشغولياتى فراهم سازند . كونيك فرضيهء خود را با « طبعا » و « مسلما » بسيار مطرح مىسازد .
فرضيهء ديگرى كه احتمال آن مساوى يا شايد بيشتر از فرضيهء فوق خواهد بود ، مىگويد هجومهاى اوليّه در درياى خزر كار گروههاى غارتگر دشتهاى جنوب روسيه بوده است كه دربارهء آنان - هرچند در تاريخى بعد - اصطلاح خاص برودنيكى « 1 » به كار مىرفت . 148 اين اصطلاح اولين بار در 1147 ميلادى به كار رفته 149 و نيز ذيل حوادث 1216 و 1223 ميلادى مشاهده شده است ، هرچند حادثهء تاريخ نخست كه در نظر دنياى رسمى آن روز زشت آمد ، 150 احتمالا ريشهاى بسيار قديمتر داشته است ، و مدت مديدى است كه من بر اين ظنّم كه حتّى « نوكرده » كه به همراه تركان بجنى و بجغرد و پچنگ در 320 / 932 در عمليات عليه مرزهاى بيزانس در كنار دانوب شركت داشت ( مسعودى ، ج 2 ، ص 59 ) احتمالا * ناوگاردا ( نوووگورديها ) بوده است ، كه قبلا فرن « 2 » و چرمى « 3 » هم بر اين ظنّ بودهاند . 151
در تاريخ الباب تاريخ حملههاى روسيه درست تا اواخر قرن چهارم / يازدهم ، دنبال شده است . بايد در نظر داشت كه امير كيف سوياتو سلاو در لشكركشى به ولگا و قفقاز شمالى در 965 ، زندگى طوايف محلى را بكلّى پريشان ساخت . 152 به نظر مىرسد پادشاهى خزران ، كه زمانى قدرتى بود ، از اين فتنه جان سالم به در نبرده است . 153 دربارهء بازتاب اين لشكركشى ابن حوقل روايت بسيار ارزشمندى آورده است ( ص 281 ، 286 ) . وى كه در 358 / 969 اتفاقا در ساحل جنوبى بحر خزر ( جرجان ) بود ، 154 از پناهندگان به « جزيرهء باب » 155 و سياهكوه ( منغيشلاق در
هامش
( 1 ) .Brodniki( 2 ) .Fra ? hn( 3 ) .Choromy