تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 190

مساهمون:

ص١٩٠
صرفا سياسى را منعكس كرده است : « روس به قومى گفته مىشود در منطقهء بلغار ، بين بلغار و سقالبه » . وى اضافه مىكند كه تركهاى پچنگ « 1 » خاك ( روس ؟ ) را بريدند و خود را ميان خزران و روم ( شايد « روس » ؟ ) جاى دادند . شواهد بالا گواه بر اين است كه نامگذارى دقيقى در كار نبوده است . درواقع ، اسكانديناويا ييهاى اندك شمار مىتوانستند فقط در ارتش يا به هنگام سفرهاى تجارتى گروه مشخّصى تشكيل دهند ، امّا نه در ميان جمعيت زارع يا شكارچى كه اسلاو بودند . اين جمعيت بتدريج اسكانديناويا ييها را در خود حلّ كرد ، به احتمال جز طبقهء اشراف آنها « 2 » كه با شتابى كمتر اسلاوى شدند . لشكركشيهاى روس در درياى خزر موضوع نوشته‌هايى است كه دورن در اثر حجيم امّا پرزحمت خود گرد آورده است . 142 قديمترين خبر مسلمانان از تاخت‌وتاز در سواحل جنوبى درياى خزر مربوط به دورهء حكومت حسن بن زيد علوى ( 250 - 270 ) است كه در آن روسها به آبسكون ( در گوشهء جنوب شرقى درياى خزر ، مقايسه شود با بطلميوس ، ) حمله بردند ، امّا تار و مار شدند . در 297 / 909 روسها با شانزده كشتى بازآمدند و به همان ساحل حمله بردند ، امّا اين بار هم شكست خوردند . سال بعد ، 298 / 910 ، با عدهء بسيارى به سارى حمله بردند ، امّا شمارى از كشتيهايشان در گيلان به آتش كشيده شد و بازماندگان عقب نشستند . 143 به گفتهء محققان ، لشكركشى آخر همان بود كه مسعودى ، ج 2 ، ص 18 - 25 ، شرح آن را بتفصيل آورده است . 144 او مىگويد تاريخ دقيق آن را فراموش كرده است ، امّا « واقعهء بعد از 300 » در
هامش
( 1 ) .Pecheng( 2 ) .Rurikovichi