نبودند ، و نيازى به توسّع نابجاى اصطلاح صقالبه نداشتند . بههرحال چنين استعمالى تنها در صورتى قابل تصوّر خواهد بود كه بپذيريم اسلاوها از جهت جمعيت بر نژادهاى ديگر غلبه داشتند . 140
5 . به گفتهء اصطخرى ، ص 125 - 126 ، و ابن حوقل ، ص 382 ، روسها سه قسماند : كويابه ، سلاويه و ارثا ( اربا ، ارتاب و غيره ) . از اينها ، نام نخست محققا مطابق است با ايالت كيف ، جايى كه مردم آن ( طايفهء پوليانه ) اسلاو بودند ، درحالىكه فرمانروايان وكاست نظامى عمدتا اسكانديناويا ييها بودند ( نگاه كنيد به مطالب قبلى ) . نام دوّم بهطور كلى به نوووگورود اشاره دارد كه مردمش درواقع به طايفهء اسلوونى تعلق داشتند و نام عربى نيز مشخصا از نام اين طايفهء اسلاو گرفته شده است ، نه از جماعت اسكانديناويا ييهاى مستقر در نوووگورود . لذا بايد گفت كه اعراب ، اسلاوها را با « روس » اشتباه گرفتهاند . دستهء سوّم را كنار مىگذارم .
اينان را از زمان فرن « 1 » با طايفهء مردون « 2 » ( فنلاندى ) ارزيه « 3 » يكى مىدانستهاند . اگر اصطلاح روس به معناى خاصى بر مردم اسكانديناويايى هم دلالت مىكرد ، باز هم موضوع فوق نامحتمل است ، چه اسكانديناويايى با فنلاندى شرقى اشتباه نمىشده است . نمىتوان ارزيه را با هيچيك از معادن شناختهشدهء سرب مربوط دانست ، در حالى كه گفته شده است كه سرب از خاك ارثا صادر مىشد . رويهمرفته ، قرائت نام مشكوك است . 141 [ نگاه كنيد به ادامهء مطلب در همين كتاب ] .
6 . اصطخرى ، ص 10 ( مقايسه شود با ابن حوقل ، ص 15 ) نظر گاهى
هامش
( 1 ) .Fraehn( 2 ) .Mordvan( 3 ) .Erzya