اتّفاق غلامان به طبرسران بگريزد . اين واقعه نشان مىدهد كه شمار زيادى روس در خدمت امير بود و ايشان در اطراف او حالت درباريان را داشتند .
اشارهء بعدى به روس در فصل مربوط به شروان است . در 421 / 1030 روسها با 38 كشتى 160 به شروان آمدند و شروانشاه منوچهر بن يزيد نزديك باكو در برابرشان قرار گرفت . شروانيها تلفات سنگينى متحمّل شدند و روسها از طريق كر بالا رفتند ( ؟ ) و احتمالا به ملتقاى كر و ارس رسيدند . گرچه روسها عدهاى از مسلمانان را غرق كردند ، به نظر مىرسد كه منوچهر مانع از پيشرفت آنان به سمت ارس شد . 161 در آن هنگام حاكم ارّان ( گنجه ) ، فضل بن محمد ، سرگرم جنگ با پسر خود عسكريه ( * عسكرويه ؟ ) بود و او را در بيلقان ( در شمال ارس ، بر سر راه بردعه ) در محاصره گرفته بود . موسى ، پسر ارشد فضل ، پاى ماجراجويان روس را به درگيرى كشاند . روسها قايقهاى خود را رها كردند و براى فتح بيلقان به يارى موسى آمدند . سپس با پاداش كلان ، در غرب متوجه روم ، يعنى ظاهرا نواحى غربى قفقاز تحت سلطهء بيزانس شدند . 162 بعد از اتمام سيروسفر در قفقاز به وطن خويش بازگشتند . احتمال زياد دارد كه مقصدشان اميرنشين كوتاه عمر تمتركن « 1 » 163 بوده كه پسر ياروسلاو به نام مستيسلاو در همان اوان در دهانهء درياى آزف تأسيس كرده بود . 164 در اين مورد خاص اين وسوسه پيش مىآيد كه يورش 1030 را با تأسيس اميرنشين فوق مرتبط ساخت ، چه با اين عمل روسها به دروازهء قفقاز كشانيده شدند .
حاصل كار بايد روسها را تشويق كرده باشد كه سال بعد بازگردند . 165
هامش
( 1 ) .Tmutorokan