غميق « 1 » . غميقهاى كافر 88 تنها يك بار در متن ما ظاهر مىشوند : در 456 / 1064 اينان از نزاعهاى داخلى دربند استفاده و حومهء شهر را ويران كردند و حتّى بر بازماندگان خراج بستند . دربارهء هويت اين مردم ترديدى وجود ندارد . اينان كه در آن وقت به غازى ( يا قاضى » قزى ) - قمخ مشهور بودند ، در درّهء شاخهاى از قوى سو ، كه به همين اسم ناميده مىشد ، ساكن بودند . همسايهشان در سمت شرق ، قوم اقوشه و در سمت غرب اورا بود . قمخها خود را لك مىخواندند . 89 در منابع نخستين عربى مكرر ذكر ايشان رفته است . ابن رسته ، ص 47 - 48 ، در فصل السرير ( اوار ) از آنان سخن مىگويد ، و مسعودى ، ج 2 ، ص 40 ، اضافه مىكند كه مسيحى بودند . به گفتهء بلاذرى ، ص 206 ، الجرّاح به ساكنان حمزين حمله برد و آنان را به خيزان ( * خيداق ) كوچانيد ، سپس با غميق جنگيد و به شكّى آمد . در حقيقت ، در جنوب ، درّهء رود قمخ به شكّى راه ارتباطى دارد . 90 جالب اين است كه شروانشاه فريبرز مىكوشيد با ميانجيگرى لكها ، غميق را به اسلام بگرواند . پيداست كه شروانشاه با غميق راه ارتباطى ( خارج از راه از طريق دربند ) داشته است . 91
در گزارش بلاذرى ، ص 208 ، دربارهء فتوحات مروان بن محمد درپى تسليم شدن السرير ( اواريه ) ، تومان امان خواست و ضمن تسليم شدن پذيرفت كه « هر سال صد جوان و پنجاه دختر تحويل دهد ؛ هريك به بلندى پنج وجب ، با ابروان و موى سياه و مژگان بلند ، به اضافه بيست هزار مودى « 2 » غلّه براى انبارهاى غلّه » . از آنجا كه اوارها همسايگان غازى - قمخ خود را تعمو ، جمع آن تعمل مىناميدند ، احتمال دارد كه
هامش
( 1 ) .Ghumiq( 2 ) .Mudy