مطالبى دربارهء فرمانروايان خيداق نقل مىكند . در 457 / 1064 يكى از اميران خيداق ( كه متأسفانه نامش مقلوب است ) غلام خود را به حمايت از شوهر نوهء خود ، ابو منصور بابى ، فرستاد . احتمالا برادر منصور ، لشكرى ، نيز با خيداق پيوند خانوادگى داشته است ، چه پسر او عبد الملك در خيداق ( زير بخشهاى 41 ، 42 ، 43 ) در خانهء پيروز بن سكبان ( ؟ ) پرورش يافت و سخت مورد حمايت خيداقيها بود ( در 460 / 1068 ) .
اقامتگاههاى بعدى حاكمان قىتاق ( اوتسمى ) را به اين صورت گفتهاند : قلعه - قريش ( اورگمزدا « 1 » ) ، غپش « 2 » ، مجالس ( در بغن ) و باشلى . به گفتهء باكىخانف 82 مجالس را سلطان احمد اوتسمى ، كه در 996 / 1588 فوت كرد ، « در ميدانى باز كه مردم براى كنكاش گرد مىآمدند » بنيان نهاد . در قرون هجدهم و نوزدهم اوتسمىها در باشلى بهسر مىبردند . اين تغيير اقامتگاه از ارتفاعات ( جنوب غربى ) به نواحى كمارتفاع ( شمال شرقى ) بعدها ، هنگامى كه اميران عنوان اوتسمى گرفته بودند ، صورت گرفت ( نگاه كنيد به ادامهء بحث در اين كتاب ) . درحالىكه در زمانهاى پيشين اوضاع احتمالا فرق مىكرده است . خبر اعجابانگيز آمدن باقيماندگان خزران به شهر قحطان ( زيربخش 40 ) را بايد با گفتهء مسعودى مقابله كرد ، كه مىگويد حاكم خيدق ادعا داشت كه از تبار قحطان است . درواقع امكان دارد محلّى كه آخرين خزران در آنجا ساكن شدند ، همان برشليه / باشلى ياد شده باشد . 83
هامش
( 1 ) .Urgmuzda( 2 ) .Ghapsh