تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
- ( شايد طبقهء حاكم آوارهاى قفقازى نيز چنين بوده است ) - امّا ، بر خلاف نظر بار تولد ، اين امر به هنگام حملهء مغول صورت نگرفت ، بلكه به چندين قرن پيش از آن مربوط بود ، چه نام خيداق ( با انواع تلفّظهاى نادرست ) در مراجع عربى قرون نهم و دهم ميلادى مشاهده شده است . [ شايد « قحطان » فقط اشتقاق عاميانه‌اى باشد كه بعد از اسلام آوردن فرمانروا ، در زبان خود ، به او داده‌اند . براى نظير آن ، مقايسه كنيد با : مسعودى ، ج 2 ، ص 39 ، تبارشناسى عربى صنريّه ] . خيداقيها از همسايگان طبرسرانى خود سازمان‌يافته‌تر بودند ، امّا به گفتهء مسعودى ، ج 2 ، ص 39 ، تنها مسلمان ايشان اميرشان بود ، كه ادّعا مىكرد از نسل قحطان است . مسعودى مىافزايد كه لقب او سليفان 75 بود . در متن خود ، ذيل وقايع 304 / 915 مىخوانيم كه سليفان با سپاهى از خزران به نجات امير باب آمد . اين واقعهء نمونه ، نشانگر آن است كه خيداقيها سخت تابع خزران بوده‌اند و ظاهرا از ايشان لقب و خلعت دريافت مىكردند . 76 از داستان كشيشى ارمنى - آلبانيايى به نام اسرائيل درمىيابيم كه در 681 - 682 م او يكى از بزرگان هونى ، يعنى خزرى ، را با نام الپ - ايلوتور « 1 » ( * الپ - التبر « 2 » ) در مقرّش در واراچان « 3 » ملاقات كرده است . 77 بايد يادآورى كنيم كه واراچون تنها يك ناحيهء سرحدّى بود و الپ - ايلوتور از اميران دست‌نشاندهء خزران ( يا واسالى ) بود كه دخترش همسر خاقان شد . احتمال دارد كه خزران زير فشار اعراب پايتخت خود را از سمندر ، به مصب ولگا منتقل ساخته و جايگاه تابستانى قبلى آنان ، واراچون را ، اميران خيداقى تابع ايشان تصرف كرده باشند .
هامش
( 1 ) .Alp - Ilutver( 2 ) .Alp - elteber( 3 ) .Varach'an