تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
خاصى عمدتا از كوه‌نشينان ، به همراه مخلوط قابل‌ملاحظه‌اى از مهاجران ايرانى ( به نام تات ، نگاه كنيد به : دايرة المعارف اسلام ) در آن حوضه ساكن بودند . در دورهء فتوحات اعراب ، طبرسران براى خود شاهى داشت ( بلاذرى ، ص 208 ) . امّا طبرسران بايد از نخستين سرزمينهايى بوده باشد كه به مسلمين پيوسته‌اند . 63 در زمان مسعودى ( در 332 / 943 ) ، خواهرزادهء امير عبد الملك دربندى بر آنجا حكومت مىكرد ، امّا شروان بايد در زمانى پيشتر با طبرسران رابطه برقرار كرده باشد . مقارن 327 / 939 ، هيثم بن محمد بن يزيد در طبرسران حكومت داشت ( زيربخش 35 ) . در 337 / 948 هيثم ( ديگر ؟ ) بن محمد به حكومت طبرسران منصوب شد ( زيربخش 10 ) . 64 در 416 / 1025 هيثم ، برادر يزيد بن احمد شروانى ، در « املاك محمد » در طبرسران درگذشت ( مقايسه كنيد با بالا : محمديه ) . در 467 / 1065 نوهء يزيد ، هرمز ، در ارسى دفن شد ، كه بايد از طريق مادر او مربوط مىشده است . 65 به نظر مىرسد كه طبرسران از روابط با باب ( كه كوهى آن دو را از يكديگر جدا مىساخت ) چندان راضى نبوده است . در 303 / 915 ابو النجم بن محمد با مردم طبرسران جنگى بدون پيروزى كرد . اينكه امير ميمون در 380 / 990 بعد از اخراج از باب به طبرسران عقب نشست ، بيشتر حاكى از جدايى اين ناحيه از دربند بوده است . 66 به احتمال زياد طبرسران منطقه‌اى بود كه در آن حقوق ناشى از مالكيت ، بر هر نوع حقوق فرضى و احتمالى ناشى از قدرت ، غلبه داشت . روستاهاى طبرسران كه در متن ما با باب مرتبط مىشوند عبارت‌اند از : حميديه ، محرقه ، * تويق و خرماستان . روستاى نخست هنوز در طبرسران عليا باقى است ، دومى ممكن است با « مراغهء » كنونى