تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
اميران باب در طوايف همسايه نفوذ چندانى نداشتند . مىتوان اين گونه حدس زد كه اصطلاح « المركز الاسلاميّه » ( نگاه كنيد به حوادث باب در 423 ) به اماكنى اطلاق مىشده است كه اصولا عرب‌نشين بوده‌اند و در دفاع از دربند به صورت پايگاههاى خط مقدم انجام وظيفه مىكرده‌اند . دربارهء قديميترين سكونتگاه احتمالى عربها در نزديكى دربند ، در مأخذى غيرمنتظر اشاراتى هست . اين مأخذ تاريخ ميافارقين ، نوشتهء ابن الازرق است . 56 وى در 548 / 1153 به خدمت شاه گرجستان ، ديمترى ( 1125 - 1156 م ) درآمد . در پشت برگ 161 اين نسخه ، وى به شرح سفر خود به جانب « الانها » ، دربند و كشور ابكاز ( شايد * الليزان ) در ركاب شاه مىپردازد . در پشت برگ 176 مىگويد كه خبر مرگ حسام الدين تيمور - تاش ارتقى را در 4 محرم 549 / 21 مارس 1154 شنيده است ، هنگامى كه نزديك دربند در ركاب شاه بود . باز در جاى ديگر ( رو و پشت برگ 64 ) ، ذيل سال 549 ، بتفصيل از اين سفر سخن مىگويد و به اعرابى اشاره مىكند كه در آن ناحيه سكونت داشتند و به استقبال ديمترى آمدند . آنان جامهء عربى بر تن داشتند و با ابن ازرق به عربى گفتگو كردند . اين مردم مخلوطى از اعراب اموى ، كنده و قبايل ديگر بودند و در ده فرسخى دربند ، در « على وسط جبلين » ( ميان دو كوه ) صاحب دو روستا بودند كه يكى از آنها بر فراز كوه قرار داشت . به گفتهء اعراب ، سرتاسر خاك آنان پنج فرسخ بود . يكى از عربها گفت كه اجدادشان بيش از پانصد سال قبل نزديك دربند اقامت كرده‌اند ، امّا از شرايط جلاى وطن ايشان چيزى نمىدانست . اين امر نگارندهء تاريخ ميّافارقين را به اين فكر انداخته است كه اجداد آنان در قتل حسين بن