گرجستان . غير از خاندان كويريكان « 1 » كاختيه ، در بخشهاى مركزى و جنوبى گرجستان ، خاندان بزرگ بگراتى و در گرجستان غربى خاندان به اصطلاح ابخازى حاكم بودند . در 367 / 978 بگرات سوم ( 975 - 1014 ) بر تخت سلطنت پادشاهى ابخازيه نشست 39 و به اين ترتيب نهضتى براى اتّحاد تمام خاك گرجستان آغاز گشت . شاه بگرات چهارم ( 1027 - 1072 ) ، پسر گيورگى ، مردى بود پرتوان و هرچند كه تفليس در دست اميران مسلمان بود ، با متصرفات خود در ميان حكومت بيگانگان حكومتى مستقل ايجاد كرد ، تا جايى كه نفوذ او بر مرزهاى شرقى ، بوضوح احساس مىشد . با توجه به اين امر است كه بايد خبر حيرتانگيز توسّل شروانشاه فريبرز را به كفّار جرزيه ( گرجيه ؟ ) ، براى مجازات ساكنان متمرد پايتخت ، مورد تأمل قرار داد . دو سال بعد ( 459 / 1067 ) « پسر كركى علم طغيان برافراشت و دسكرة الحسين » را تصرف كرد . 40 بىترديد در اينجا اشاره به پسر گيورگى ، يعنى بگرات چهارم است . اين پادشاه دسكره را به اخسرطان شكّى ( يعنى كاختيه ) واگذاشت و شروانشاه موفق به آزادى آن نشد .
در قرون دوازدهم - سيزدهم ، گيورگى سوّم ( 1156 - 1184 ) ، با شروانيان پيوندهاى خانوادگى ايجاد كرد و در مدت سلطنت او و دختر درخشانش ثامار « 2 » ، گرجيان بر شروان سلطهء كامل اعمال مىكردند . ( نيز مقايسه كنيد با پيوست 5 ) .
پيرامون شروان . بيشتر خاك شروان از دشتها و زمينهاى پست
هامش
( 1 ) .Kuirikan( 2 ) .Thamar