ب . دربند ( باب )
در جانب شرق ، سلسله جبال اصلى قفقاز تقريبا دو شاخه مىشود :
رشتهء فرعى جنوب شرقى كه به سوى باكو كشيده شده است ، و شاخهء ديگر شمال شرقى كه در جهت مسير قوى سو « 1 » ( « رود گوسفند » ) 42 جريان دارد . ويژگى مهم ديگر اين است كه سرزمين كوهستانى مرتفع ( داغستان ) ، در ميان آن دو شاخه با خط الرأسى از هم جدا مىشود كه به دربند در كنار درياى خزر ختم مىشود .
اين ديواره ، حوضهء رودهاى جنوبى : سمور ، قاسم كند و روباس را از حوضهء رودهاى شمالى ، كه مهمترين آنها قوى سوست ، 43 جدا مىسازد . مردم ساكن دو حوضه تفاوت بسيار دارند ، و بدين ترتيب دربند با دو دنياى متمايز روبرو بود . در جنوب با جوّ سياسى شروان اسلامى و لكز وابسته به آن ، و در شمال با مجموعهاى كاملا ناهمگون از مسيحيان و طوايف مشرك .
توصيفهاى ارزشمندى كه در اين آثار از داغستان يافت مىشود :
ابن رسته ، ص 147 - 148 ؛ مسعودى ، مروج الذهب ، ج 2 ، ص 39 - 78 ؛ 44 اصطخرى ، ص 184 ، 220 - 227 ؛ ابن حوقل ، ص 242 ؛ و ياقوت ، ج 1 ، ص 437 - 442 ، كموبيش خصلتى ايستا دارد ، درحالىكه تاريخ الباب با شرح حملهها ، اتّحادها ، گسستنها و پيوندهاى خانوادگى ، به نحوى كاملا زنده و پويا « كوه زبانها » را تصوير مىكند .
دربند . 45 خاك كشور شهر باب در خارج ديوارهاى آن فقط تا
هامش
( 1 ) .Qoy - su