تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
داشت . پس از آمدن او اين امير تسليم شد و به دشت آمد ( نگاه كنيد به : يعقوبى ، ج 2 ، ص 447 ) . از اين اشارات مىتوان دريافت كه خرسان شاه همان حاكم لكز بوده و قلمرو او تا كنارهء دريا گسترش داشته است و بعد حكومت به خشرم عرب داده شد ( نگاه كنيد به صفحات قبل ) و به احتمال قلعهء خرس به صورت بخشى از شروان شناخته شد . گنكو 27 ى فقيد ، جاى خرسان را در منطقهء ساحلى و نزديك خضر زنده 28 و كوه بش بارماق ، يعنى حدود نود كيلومترى شمال غربى باكو ، تعيين كرد . من خود مايلم كه خرسان را بر تمام بخش جنوبى ناحيهء قبه گسترش دهم تا قلعهء معروف شابران را ، كه نقشى مهم در تاريخ شروان داشت ، دربر بگيرد . اينكه وردان و خرسان هم‌مرز بوده‌اند از اينجا روشن مىشود كه مسعودى ، ج 2 ، ص 6 ، از آن دو با هم نام برده است . متن جغرافياى ارمنستان 29 در اين مورد مغشوش است ( مقايسه كنيد با حدود العالم ، ص 401 ) ، امّا در تاريخ فاوستوس 30 ، دشت وتنه « 1 » ، صريحا در قلمرو شاه مزكعتع قرار دارد ، كه همچنانكه ديديم ، اين نام با مسقط عربى ( اينك مشكور ، در جنوب سمور ) يكى است . 31 از اين قرار ، وردان از ياد رفته بايد بخش شمالى ناحيهء قبه شناخته شود ، جايى كه دشت بارآور ساحلى ناگاه عريض مىشود و نهرهايى كه از بلنديها سرازير مىگردند ، آن را مشروب مىسازند . هنگامى كه بلاذرى ، ص 196 ، مىگويد پادشاهى مسقط منقرض شده است ، به احتمال زياد منظورش وردانشاه است كه در متن خود عنوان او را از قلم انداخته است .
هامش
( 1 ) .Vatna
تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 153 | ولاديمير مينورسكى / معتمدى / سپيده / محسن خادم