تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
رفتار دوستانه‌اى داشتند . در منطقهء لكز از محلّى به نام كرك سخن مىرود . اين محل را مىتوان با كرك در كنار شاخهء جنوبى رود قاسم كند يكى دانست . اين رود ميان روباس و سمور جريان دارد . لازم است بين كرك و كرج ( بخوانيد : * كرخ ) كه در شمال باب قرار دارد ، دقيقا فرق نهاده شود ( نگاه كنيد به ادامهء مطلب در همين كتاب ) . در اين زمينه بايد مشكل دو نام ديگر را حل كنيم . در 342 / 943 در منبع ما ( زيربخش 35 ) از پادشاهى لكزى سخن مىرود كه براى مدتى كوتاه در باب به تخت نشانيده شد . جزء اول نام او : قشرشم ( ؟ ) احمد بن منبّه به شكل بدى مقلوب است . فكر مىكنم اين نام از خشرم السلمى گرفته شده است . اين خشرم را مروان بن محمد به حكومت لكز منصوب كرد ( نگاه كنيد به : بلاذرى ، ص 209 ) . احمد بن منبّه موردنظر بايد يكى از اخلاف او باشد . جمع خشارمه براى خانوادهء خشرم ديگرى به كار مىرفت ( همان ، ص 380 ) . و سرانجام ياقوت در مقالهء مهم خود دربارهء باب ( ج 1 ، ص 438 ) از طبقات اجتماعى لكز سخن مىگويد : « آزاد مردانى ( احرار ) دارند كه خماشره ناميده مىشوند : بالاتر آنان ملكها و زيردست آنان ديوانيان ( مشّاق ؟ ) 22 و سپس زارعان ( اكره ) و خدمه يا دست‌ورزان ( مهّامان ) قرار دارند » . بر اين نظرم كه خماشره مقلوب عاميانهء خشارمه است . 23 در ميان متعلقات مسقط ملك سامسويه ( زيربخش 40 ) قرار داشت . اين نام از ميان رفته است . نويسندهء گلستان ايران ، ص 48 ، از گاهنامهء اختى ( محلى ) نقل مىكند كه خزران هنگام تسلط بر شروان يكى از