تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
ترجمهء « قصبه » به « كرسى » چندان عالمانه نيست ، امّا احتمالا شاوران كرسى ولايت خرسان ، يكى از سه ناحيهء شروان بوده است ( حدود العالم ، 36 ) . اين واقعيت كه يزيد بن احمد ( زيربخش 14 ) و دخترش شمكويه در شابوران دفن شدند ، با توجه به پيدايش ناگهانى نامهاى ايرانى در ميان اخلاف او حايز اهميت است . احتمال بسيار دارد كه اين نوآورى ناشى از ازدواج يزيد با شاهزاده خانمى از خاندانهاى قديمى محلّى بوده باشد . 12 در زيربخش 19 از دهكدهء سعدون به عنوان نقطه‌اى ياد مىشود كه حاكم ارّان طى حملهء خود به شروان به آنجا رسيد . ديوان خاقانى ، چاپ تهران ، ص 405 ، و فلكى شروانى ، چاپ هادى حسن ، ج 2 ، ص 42 ، ضمن اشاره به گردمان و سعدون ، به ستايش از پيشرفتهايى مىپردازند كه شروانشاهان در آبيارى هر دو محل به دست آورده‌اند ، گرچه احتمال دارد هر دو شاعر ، به دو اقدام بزرگ همسان ، امّا جدا از هم ، نظر داشته‌اند ، و اينكه بايد سعدون را در اطراف شابران جستجو كرد . 13 دور تر در جانب شمال تا كنار سمور ، ناحيهء مسقط قرار دارد . اين نام عربى چيزى جز يك اشتقاق عاميانه ( مسقط ، « جاى افتادن » ) نيست ، زيرا نام اصلى آن مسكوت « 1 » يا مشكوت « 2 » است ، مأخوذ از ماساگتاى « 3 » نام قومى كه در آنجا ساكن بودند . 14 پيش از اين ماركوارت 15 متوجه تشابه مسكعتع / مسقط / مشكور شده بود . « واو » در مشكور محلّى ، بازماندهء ضمه در مسكعتع است . ضمهء اول مشكور احتمالا براى همخوانى با « واو » كشيدهء بعدى است . سرانجام
هامش
( 1 ) .Maskut( 2 ) .Mashkut( 3 ) .Massagetai