تبديل چشمگير « ت » ( تع ) به « ر » را مىتوان با قاعدهء تبديل « ر » به « ت » ، كه در لهجههاى ايرانى كنارهء خزر رايج است ، توجيه كرد . اينگونه تبديل در وامواژههاى ايرانى موجود در ارمنى ( از طريق لهجههاى همسايه ) مشاهده مىشود . در شعر شيخ صفى اردبيلى ( قرن سيزدهم ) نيز اين تبديل ديده مىشود . وى دلت ( دل تو ) را دلر تلفظ مىكند ، و در زبان كنونى تاتهاى ايرانى قفقاز شرقى همچنين است . 16 نيز در زبان كردى ، زار و « طفل » ؛ در مسالك الابصار ، قبيلهء زرزاريه ( « كودكان طلا » ) اينك زرزا .
به گفتهء مورخ ارمنى ، فاوستوس بيزانسى ، 17 در قرن چهارم ق م سنهسن « 1 » ، صاحب عنوان « شاه ماساگتها » ( مزكعتع ) با كمك لشكرى مركب از هونها و طوايف داغستانى ، سلطنتى بنياد نهاد . سنهسن مانند شاه ارمنستان ، كه مور حملهء وى قرار گرفت ، از دودمان آرشاكى بود .
مسلما ساكنان مسقط مردم مختلطى بودهاند . مروان بن محمد ، خزران اسلام آورده را در « سرزمين لكز ، ميان سمور و شابران » ، يعنى مسقط جاى داد ( نگاه كنيد به : بلاذرى ، ص 208 ) . حوالى 459 / 1067 ، تركها در نزديكى شابران « مسلمانان و متحدان » ( معاهدين ) را غارت كردند ، كه منظور از معاهدين بايد مسيحيان باشد . 18 در زمان حاضر ناحيهء مورد گفتگو ( ميان رودهاى يالاما « 2 » و بلبله « 3 » ) مشكور خوانده مىشود .
املاك مهم مهياريه ، كه فريبرز ( زيربخش 24 ) آن را به صورت شهرى مستحكم درآورد ، و به مسقط تعلق داشت ، بايد نزديك سمور قرار مىداشته است ( نگاه كنيد به وقايع 457 / 1065 ) .
هامش
( 1 ) .Sanesan( 2 ) .Yalama( 3 ) .Belbela