كرده است ، فتوحات او را برمىشمرد : از موقان تا دريا ، از غميق و سلوار ( شايد : * شندان ) تا الانها ؛ وى ابخاز ( يعنى گرجيان ) را بندهء خود ساخت و ارّان و جنز ( گنجه ) را فتح كرد .
در نتيجهء به دست آمدن اين حقايق جديد ، اينك ما از فرمانروايى شاهى مقتدر چون فريبرز تصوير روشنترى داريم . وى نه تنها توفانهاى هجوم سلجوقيان را فرونشاند ، بلكه حقوق خاندان خود را نيز حفظ كرد .
با اينهمه ، ترتيب جانشينان او زياد روشن نيست . تاريخ الباب ، تنها به يك پسر او به نام افريدون اشاره مىكند ، كه پدر كوشيد او را بر باب مستقر سازد . اين وجه اعمال او با گاهنامهء گرجى « 1 » خوب جور مىآيد ، چه در آنجا گفته شده است كه در جنگ ميان شروان و دربند در 514 / 1120 افريدون نامى از ميان رفت . در يكى از اسناد مسعود بن نامدار ، فريبرز از پسرى با لقب العضد سخن مىگويد . نمىتوان گفت كه اين لقب افريدون بوده است يا خير . امّا مىدانيم كه فريبرز حداقل پسر ديگرى به نام منوچهر داشته است ، كه سكّهء بدون تاريخ او به نام مستظهر ( 487 - 512 ) و سلطان محمد ( بن ملكشاه ) است . از آنجا كه سلطان محمد در سالهاى 498 - 511 / 1105 - 1118 فرمانروايى كرد ، بايد منوچهر قبل از فوت برادرش ، افريدون ، به تخت نشسته باشد . 36 فعلا شواهدى در دست نيست كه بگوييم آيا او جانشين بيواسطهء فريبرز بود ، يا لااقل بهطور موقت حق برادر را غصب كرد يا نه . واقعيت اين است كه بعد از منوچهر يكم ، از پادشاهى منوچهر ديگرى باخبر مىشويم كه در سكهها خود را « ابن افريدون » خوانده است و نام خليفه ، مقتفى ( 530 - 555 /
هامش
( 1 ) .Gorgian Chronicle