عقبنشينى فريبرز به مهياريه ، نشانهء آن است كه با توجه به تعدّى تركان و نافرمانى مردم پايتخت خود ، يزيديه ، وى براى سروصورت دادن به قلمرو حكومت خود طرحى ديگر ريخت ، و آن طرح اين بود كه مركز به درياى خزر نزديكتر شود و به احتمال ادغام نهايى دربند را نيز در نظر داشت .
25 . براى جزئيات بيشتر روابط فريبرز ، و رئيس باب ، مفرّج نگاه كنيد به زير بخشهاى 39 - 44 .
26 . دربارهء وقايع قبلى مالوغ نگاه كنيد به زيربخش 18 . لشكركشى سال 464 / 1072 نيز در فصل ارّان ، زيربخش 18 ، آمده است .
28 . دربارهء لكز نگاه كنيد به بخش جغرافياى شروان در صفحات بعد .
29 . روايت منبع اصلى ما قبل از وفات فريبرز قطع مىشود ، و اين خبر كه پسرش ، افريدون ، جانشين او شد ، بايد از الحاقات منجمباشى باشد .
اشارهء كوتاه بندارى ( مختصر مطلب عماد الدين ) ص 140 ، نشان مىدهد كه هنگام عبور ملكشاه از ارّان ، امير شروان فريبرز ، « بعد از مدتى درنگ و خوددارى » به خدمت او رسيد و پذيرفت كه ساليانه هفتاد هزار دينار بپردازد ( كه بعدا به چهل هزار دينار كاهش يافت ) . در اخبار ، چاپ م . اقبال ، ص 73 ، نيز اين نكته آورده شده است ، كه هنگامى كه ملكشاه از
تاريخ شروان و دربند ( فارسى ) — صفحة 123
مساهمون: ولاديمير مينورسكى
ص١٢٣