ارّان مىگذشت ، كسى را به سوى شروانشاه فرستاد و او از در اطاعت در آمد و سلطان بر او خراجى سالانه ، هفتاد هزار دينار بست ، تاريخ درست اين لشكركشى معلوم نيست ، امّا مكرمين خليل اينانچ آن را در 471 / 1078 - 1079 مىداند . 33
گذشته از اين ، خاقانى ، ديوان ، چاپ تهران ، ص 415 ، در قصيدهاى در مدح شاهزاده خانم عصمت الدين ، سفرهاى زيارتى او را با سفرهاى ديگر خويشان وى مقايسه مىكند :
سالار پير كرده به مافارقين سفر * سالار شام نيز ورا در ضمان شده
تو كرده آن سفر كه ضماندار جنّت است * بغداد و بصره ديده و مطلق عنان شده
جد تو پيرشاه فريبرز رفته نيز * سالار شام پيش تو سالار خوان شده
تو ملك و شاهى از حرمى يافته كه هست * ديده در ملشكه و در اصفهان شده 34
سكههايى در دست است كه فريبرز با نام مقتدى و ملكشاه ( يعنى ميان سالهاى 465 - 485 / 1072 - 1092 ) و حتّى با نام مستظهر ( كه خلافتش از 487 / 1094 شروع شد ) ضرب كرده است . در اسناد موجود در مكاتبات مسعود بن نامدار ، مىتوان زندگى فريبرز را تا حدود 380 / دههء نهم قرن دهم تعقيب كرد ، امّا از اين زمان به بعد ، گاهشناسى غيرقابل اطمينان مىشود . اين اسناد نشان مىدهد كه فريبرز با برقرار كردن سلطهاش حتّى بر ارّان ، كه به نظر مىرسد خاندان محلّى آنجا انقراض يافت ، كار خود را به پايان رسانيد . در شعرى كه مسعود به فريبرز تقديم