دستهء چهارم : انحصار شفاعت در خدا و عدم شركت ديگرى
خداوند مىفرمايد :
« قُلْ لِلَّهِ الشَّفاعَةُ جَمِيعاً لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ » « 1 »
« بگو همهء شفاعت از آن خداست ، فرمانروايى آسمانها و زمين از آن اوست ، سپس به سوى او بازگردانده مىشويد . »
روشن است كه خدا نزد كسى براى كسى شفاعت نمىكند ، چون او برتر از هر چيز است ، و هر چيز در پيشگاه او خاضع است . پس معناى اينكه همهء شفاعت از آن اوست اين است كه خداى سبحان مالك مقام شفاعت است و هيچ كس جز با اجازهء او شفاعت نمىكند . پس اين آيه ، هم نفى عقيدهء مشركين است كه براى غير خدا شفاعت قائل بودند ، هم نفى اعتقاد يهود و نصارى است كه به شفاعت مطلق و بىقيد و شرط در مورد شفاعت كننده و شفاعت شونده معتقدند . شفاعت از آن خداست و برآن سلطه دارد و جز خدا مالك آن نيست و اين منافات ندارد با اينكه بندگانى باشند كه چون مورد رضايت الهىاند ، اذن شفاعت داشته باشند . اين معنى در دستهء بعد مىآيد .
دستهء پنجم : شفاعت به اذن خدا
آياتى هست كه به روشنى دلالت بر شفاعت كسانى با اذن الهى دارد . امّا اينكه آنان كيانند ؟ قرآن از آنان چيزى نمىگويد . اينك آيات :
1 . « مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ » « 2 » ، « كيست كه نزد خدا شفاعت كند ، مگر به اذن او . »
2 . « ما مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ » « 3 » ، « هيچ شفيعى نيست ، مگر پس از اجازهء او . »
هامش
( 1 ) . زمر : 44
( 2 ) . بقره : 255
( 3 ) . يونس : 3