پيامبران به بندگانش مىرسد ، گاهى هم بى واسطه . و اين حقيقت وقتى روشن مىشود كه بدانيم دعا ، بخصوص دعاى صالحان ، در سلسلهء نظام علت و معلول ، اثر دارد و علّت تنها در علتهاى واقع در چهار چوب حسّ خلاصه نمىشود و در عالم هستى مؤثرهايى بيرون از احساس و حواس ما وجود دارد كه گاهى حتى از فكر ما هم دور است .
خداوند مىفرمايد : « وَ النَّازِعاتِ غَرْقاً وَالنَّاشِطاتِ نَشْطاً . . . فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً » . « 1 » و به اين عوامل تدبيرگر سوگند مىخورد .
مقصود از اين مدبّرات چيست ؟ آيا مختص به تدبير كنندههاى طبيعى و مادى است يا فراگيرتر از آنها ؟
از أميرالمؤمنين عليه السلام روايت شده كه آنها را به فرشتگان نيرومندى تفسير فرموده كه خداوند كار جهان و تدبير امور هستى و زندگى را به آنان سپرده و با اذن او كار مىكنند .
همانگونه كه واجب است به اين مدبرات ايمان داشته باشيم ، هرچند چگونگى تدبير و حقيقت تأثير آنها را ندانيم ، ايمان به تأثير دعا در جلب آمرزش الهى و دفع عقاب هم لازم است ، هرچند چگونگى تأثيرش را ندانيم .
عقيده به شفاعت اوليا ، نوعى اميد به رحمت خدا و آرزومندى بخشايش و لطف اوست . اسلام دريچههاى اميد را به روى گنهكار پشيمان گشوده است ، تا به سوى پروردگارش برگردد و با اطمينان و اعتماد راه تكاملى خود را بپيمايد .
يكى از اين دريچهها توبه و انابت و استغفار است . دريچهء ديگر ، شفاعت براى گنهكاران است ، شفاعتى كه طبق رهنمود قرآن و حديث و معيارهاى دينى شامل آنان مىشود ، و برق اميد را در دل عاصيان پديد مىآورد و جلوى نااميدى آنان را گرفته ، روح عمل و نشاط در آنان برمىانگيزد .
معناى اين ، زمينهسازى براى گنهكاران و آسان نمودن خلاف به اميد شفاعت نيست ، چون كه شفاعت ، شرايط و حدودى دارد و مطلق و بى قيد و شرط نيست تا همهء
هامش
( 1 ) . النازعات : 1 - 5