تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دليل المرشدين إلى الحق اليقين (سيماى عقايد شيعه) ( فارسى) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
بسم اللَّه را بلند مىگفتند ذكر كردم . « 1 » از آنجا كه سخن اخير كه مدعى اجماع همهء پيشوايان بر جهر در بسم اللَّه در نمازهاست ، مخالف مذهب امام ذهبى است ، خشمگين شده و ادعا كرده كه نسبت جهر به اينان دروغ محض است و براى اثبات مدعاى خود قسم خورده است ، در حالى كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده است : « مدعى بايد دليل بياورد و بر منكر است كه قسم بخورد » . پس كسى كه مدعى دروغ بودن اينهاست ، بايد دليل بياورد نه‌آنكه قسم بخورد ، و گرنه هركس مىتواند حديثى را كه مخالف مذهب يا گرايش اوست ، دروغ پندارد و قسم بخورد ! 5 - امام شافعى در مسند خود روايت كرده كه معاويه به مدينه آمد ، نماز خواند و « بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ » نگفت . مهاجران و انصار اعتراض كردند كه : اى معاويه ! از نماز ما دزديدى ، پس بسم اللَّه كو ؟ شافعى بر اين روايت حاشيه مىزند كه : اگر نبود اينكه بلند گفتن بسم اللَّه ، امرى ثابت نزد همهء صحابه از مهاجرين و انصار بود ، نمىتوانستند به سبب ترك بسم اللَّه بر معاويه اعتراض كنند . 6 - حاكم روايت پيشين را به نحو ديگرى آورده است . وى از انس بن مالك چنين نقل مىكند : معاويه در مدينه نماز صبح خواند ، قرائت را بلند خواند ، بسم اللَّه سورهء فاتحه را خواند و بسم اللَّه سورهء بعدى را نگفت تا آنكه قرائت به پايان رسيد . چون سلام نماز را گفت ، كسانى از مهاجرين و انصار كه آن را شنيده بودند ، از هر طرف ندا دادند : آيا از نماز دزديدى يا فراموش كردى ؟ بعد از آن چون نماز خواند ، بسم اللَّه را در سورهء پس از حمد گفت و چون به سجده مىرفت تكبير گفت . حاكم گويد : اين حديث به شرط مسلم صحيح است و به عبدالمجيد بن عبدالعزيز هم احتجاج شده است ، راويان ديگر هم عادل‌اند و ذهبى هم در تلخيص خود آن را پذيرفته است . 7 - در تفسير رازى است : بيهقى در سنن خود ، بلند گفتن بسم اللَّه را از عمر بن
هامش
( 1 ) . مستدرك : ج 1 ، ص 232
دليل المرشدين إلى الحق اليقين (سيماى عقايد شيعه) ( فارسى) — صفحة 410 | الشيخ جعفر السبحاني / محدثى